
دیدگاه اهل معرفت نسبت به مساله تغذیه وکیفیت بهرهمندی از نعمات الهی
فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی فِی الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ بیاناتی پیرامون خصوصیات ماه مبارک رمضان و کیفیت تغذیه مشهد مقدس
دیدگاه اهل معرفت نسبت به مساله تغذیه وکیفیت بهرهمندی از نعمات الهی
توضیحات:
فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی فِی الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ بیاناتی پیرامون خصوصیات ماه مبارک رمضان و کیفیت تغذیه مشهد مقدس
دیدگاه اهل معرفت نسبت به مساله تغذیه وکیفیت بهرهمندی از نعمات الهی
9این در اینجا مسئله، مسئلهای است كه مورد توجّه است لذا ما میبینیم كه بزرگان همیشه به این كیفیت بودهاند. ائمه هم این جور بودند. اینطور نبوده، هر چه بوده میآوردند! یك روز چیز بهتر بوده، یك روز نه، پایینتر بوده، همان را میآوردند. این طور نبوده، این اصحابی كه فرض كنید میرفتند منزل ائمه فرض كنید آن جا رطب است میگفتند: چه رطب عالی است! تعریف میكنند، گاهی اوقات میگفتند: نه، رطب، رطب متوسطی است! هر دو را امام میرفته در بازار یا خادمش را میفرستاده، آن بود آن را میگرفت، نبود آن یكی را میگرفت میآورد. این كه حتماً به خادمش بگوید نه، حتماً برو آن جنس پایینتر را بگیر! نه، این حرفها نبوده. یا این كه بگوید حتماً برو جنس بهتر اگر نبود نگیر، نه، این هم نبود. هر جور بود و به هر كیفیت بود به نعمت خدا به یك نظر نگاه میكردند. حالا آن نعمت خدا در یك وقت آن طور مهّیا میشود، یك وقت آن نعمت به این كیفیت مهّیا میشود. این كلید حل بین دو نحوه دیدگاهی است كه ما آنها را در زندگی بزرگان مشاهده میكنیم و از مطالب آنها هم ما میشنویم.
این كه مرحوم قاضی میرفتند و كاهوی پلاسیده را سوا میكردند نه به خاطر این كه از كاهوی غیر پلاسیده بدشان میآمد! نه، چون بخاطر رعایت آن شخص! و خودشان هم میفرمودند: چون این شخص، شخص فقیری است و افراد این را نمیگیرند، ما این را میگیریم كه هم از خاصیت آن استفاده كنیم و هم این كه یك پولی به او برسد و عزّت نفس او هم محفوظ باشد. این به اصطلاح روش آنها بود.
همان آقای حدّادی كه نان خشك میآورد و آب، همان آقای حداد به من میفرمودند: وقتی میروی سیب بگیری، سیب سفید لبنانی بگیر كه معطّرتر است و بهتر است و لطافتش بیشتر است. همین را میگفتند. یعنی همان كسی كه آن جور میآورد همان كس هم مثلًا آن طور میرود و این طور انجام میدهد. وقتی كه با ایشان میرفتیم میوه سوا میكردیم، میدیدیم ایشان میوههای البّته یك وقت درهم بود یعنی اصلًا سوایی بود ایشان سوا میكردند. یك وقتی نه، مثلًا فرض كنید كه نه، شخص میگفت كه همه یكی است. من خودم میدیدم كه ایشان از یك راه خرید نمیكردند با این كه آن قبول میكرد، به ایشان احترام میگذاشت كه ایشان سوا میكند. ولی وقتی میدیدند كه برای همه یكسان است ایشان از همان كنار میگرفت میآورد میریخت در پاكت و میداد ایشان دست ما، میآوردیم. این طور نبود كه حتماً آن بهتر باشد، همان روالی كه آن روال متعارف است. در جایی كه شخص میشد سوا كند، خب قیمتش طبعاً بالاتر بود و آن كمتر را به یك قیمت میداد. در جایی كه نه درهم ریخته بود ولو این كه به ایشان اجازه میداد ایشان انجام نمیدادند و به یك كیفیت برمیداشتند.
