معنا، اقسام و مراتب رزق و روزی
21حرفها چیست؟ گفت كه آقا فرمودند: دعای صباح. گفت: خب دعای صباح بخوان و بعد از آن هم بیا برای ما زیارت عاشورا بخوان. دعای صباح چه ربطی به زیارت عاشورا دارد؟ آن وقت میشود آش شله قلمكار، دعای صباح یك چیزی است، زیارت عاشورا یك چیز دیگر است.
شما دو تا دارو را با همدیگر قاطی كنید بخورید، دو تا دارویی كه اینها مثلًا هر كدام مخالف با یكدیگر و همدیگر را خنثی كنند و همدیگر را ...
زیارت عاشورا انسان را در یك فضایی میبرد، دعای صباح در یك فضایی میبرد. او در فضای جمالیه است، این در فضای (عرض میشود) نمیشود گفت جلالیه ولیكن خب از نظر احساس رأفت و عطوفت و احساس رقّت و برائت و ظلم كه همان جنبه قهاریت و جلالیت و اینها یك مقداری در زیارت عاشورا هست. برائت، برائت از اعداء ولایت، برائت از دشمنان ولایت، برائت از صادّین از سبیل اهل بیت علیهمالسّلام همراه با سلام باید باشد. این هر دوی آنها باید باشد.
خلاصه آن آمد، آمد پیش مرحوم آقا آن شخص گفت كه اینها به ما فشار آوردند كه زیارت عاشورا بخوانیم. نمیدانم چكار كنیم؟ مرحوم آقا فرمودند: آقا برای ما دعای صباح را بخوان، ما بلند میشویم میآییم! برای آنها هر چه میگویند بخوان، تا آخر مفاتیح دوره كن. لذا وقتی دعای صباح میخواندند ما بلند میشدیم میآمدیم. یك دفعه نشستند. من واقعاً به مظلومیت مرحوم آقا ... گاهی اوقات هم مینشستند؛ چكار كنند دیگر؟ واقعاً چكار كنند؟ آدم احمق به این میگویند! عالم كه خودت اعتراف به علمش داری میكنی و میگویی من مثل این ندیدم، همان كه میگوید زیارت عاشورا بخوان. عالم، این مرد بزرگ با این مراتب، با این خصوصّیات داری میبینی، خب دیگر چه مرگت است كه میگویی این كار را بكن، آن كار را بكن! به تو چه مربوط است؟ اگر برای زیارت عاشورا هم مجالی بود خب خودش میگفت، خودش میگفت كه آقا فرض كن زیارت عاشورا بخوان به طوری كه همین شخص میگوید، در این جا زیارت عاشورا بخوانید، در آن جا زیارت اربعین بخوانید، در آن جا چه بخوانید! هر چیزی جا دارد.

