
معنا، اقسام و مراتب رزق و روزی
فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی فِی الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ . 1 تفسیر آیه شریفه (یا ایهالذین آمنوا لاتحرموا طیبات ما احل اللَه لکم). 2 بیان معنای رزق و اقسام آن. 3 فراهم کردن امکانات مساوی برای همه افراد به منظور وصول به مراتب علمی از وظایف حتمییه حکومت اسلامی می باشد. 4 اعطای مدارک و مراتب علمی به افراد فاقد آن علم و مرتبه شرعا حرام می باشد. 5 توضیحی در باره رزق معنوی. 6 تاکید اولیای الهی و بزرگان بر بیدار ماندن در بین الطلوعین. 7 مبتلاشدن حاج عبدالزهراء گرعاوی به فتنه برپا شده در زمان مرحوم حداد. 8 چگونه بزرگان و اولیای الهی خود را از قرارگرفتن در تحت آراء و تصرفات افراد و مردم محفوظ نگه می دارند. 9 تاکید اولیای الهی نسبت به لزوم رشد فهم افراد. 10 صرف توسل پیداکردن به ائمه اطهار بدون بالابردن فهم و ادراک موجب رشد و ترقی افراد نمی شود. 11 چگونه اصحاب رسول خدا علی رغم انجام عبادات و تکالیف دینی پس از رحلت آن حضرت بر خلاف نص صریح ایشان عمل نمودند. 12 چگونه توسلات و گریه های افراد بر سیدالشهداء از روی احساسات و توهمات می باشد. 13 پیام سیدالشهداء علیه السلام برای همه افراد در همه اعصار. 14 توضیحی در ارتباط با فرمایش پیامبراکرم راجع به ابن مسعود(قرا القرآن و وقف عنده) 15 ذکر برخی از اموری که رعایت آنها در مجالس ذکر و عزاداری ضروری می باشد.
معنا، اقسام و مراتب رزق و روزی
4لذا مرحوم آقای حدّاد رضواناللَه علیه میفرمودند كه بچّهها را هم در بینالطلوعین بیدار كنید زیرا از رزق آن روز محروم میشوند، آب و نان كه میخورند و غذایشان را كه میخورند به اصطلاح این مسائل كه خب هست. منظور از رزق در این جا همان رزق عبارت است از نحوه ارتباطی كه در آن روز، در آن ساعت این ارتباط باید برقرار بشود و به واسطه برقرارشدن آن ارتباط خلاصه ملائكه در بین انسان و بین مبدأ اعلی آن ربطی را كه ایجاد میكنند، آن ربط دارای این خصوصیتی است كه به او به رزق تعبیر میشود. لذا ممكن است فرض كنید كه در آن روز انسان موفق بشود كه با یك فردی در بین روز برخورد كند كه بسیار تأثیرگذار باشد. اگر بینالطّلوعین را بخوابد آن ملاقات حاصل نمیشود. این خیلی عجیب است.
یا اینكه فرض كنید كه در آن روز انسان موفّق بشود برای این كه یك صله رحم كند، اگر آن روز را فرض كنید كه بین الطّلوعین بخوابد آن صله رحم حاصل نمیشود، سنگین است. به او فرض كنید كه بگویند بیا برویم دیدن فلان كس، خوشحال نمیشود، حالا حال ندارم، حالا حوصله ندارم، این مال این است كه آن جا خراب است. باید برود برگردد عقب ببیند كه چند درصد به پایش نوشتند: بیست درصد است، سی درصد است، هفتاد درصد است. خلاصه چقدر برای این مسئله در نظر گرفته شده است.
یا این كه فرض كنید كه میخواهد برود برای زیارت حضرت معصومه سلام اللَه علیها ولی میبیند كه كشش ندارد هی از یك طرف میخواهد این كه میخواهد برود مال آن مقداری است كه به او دادند، اگر به او ندادند، این خواست هم در او نبود، منتفی بود. اصلًا نمیخواست؛ ولی از آن طرف هم سنگین است، حالا وقت زیاد دارد، حالا شلوغ است آن طرفها، آن طرفها شلوغ است، تاكسی دیر نگه میدارد جلو، یك مقداری باید پیاده برویم، حالا هی به مماطله میگذراند، این مال همان است، این مال این چیزهایی است كه خلاصه یك قضّیه این جا گیر كرده یك مسئله در این جا هست. اگر آن روز رزقش بود تا فكر زیارت حضرت معصومه میآمد یكدفعه بلند میشود و لباسش را میپوشد و آمادگی دارد، سرحال است، بانشاط است و نسبت به این قضّیه خیلی به اصطلاح مجّد است نسبت به این مسئله.
