
تببین جامع و کامل حقیقت واقعۀ عاشورا توسط مرحوم علامه طهرانی
.*.بیاناتی پیرامون علل ابدیت عاشورا و کیفیت صحیح عزاداری برای سیدالشهدا علیه السلام*** 1 تبیین جامع و کامل مرحوم علامه طهرانی در ارتباط با واقعه عاشورا. 2 فرمایش مرحوم علامه طهرانی به استاد طهرانی در ارتباط با کتاب روح مجرد. 3 بیان احوال مرحوم علامه طهرانی پس از نگارش کتاب روح مجرد. 4 بیان حالات مرحوم حداد در ماه محرم و روز عاشورا. 5 توضیحی در ارتباط با حالت بهجت و بهاء مرحوم حداد در روز عاشورا.9 توضیحی در ارتباط با اشعار مولانا راجع به واقعه عاشورا. 10 تجلی اسماء و صفات کلیه پروردگار به نحو أتمّ و أکمل در طول تاریخ بشریت در روز عاشورا می باشد. 11 مرحوم حداد می فرمودند: از خدا امام حسین را بخواهید و از امام حسین خدا را بخواهید. 12 واقعه عاشورا نظیر و مانندی ندارد و مقایسه سایر وقایع با آن صد درصد خلاف است. 13 مهمترین مسئله در واقعه عاشورا این بوده است که تدبیر و اداره آن بدست امام معصوم بوده است. 14 توضیحی در ارتباط با مقام و جایگاه والای حضرت علی اکبر و ابوالفضل العباس علیهماالسلام. 15 کلام مرحوم علامه طهرانی و مرحوم حداد در ارتباط با علو مقام حبیب بن مظاهر. 16 بیان حالت عابس بن شبیب شاکری در عدم احساس آلام در روز عاشورا. 17 بیان درربار مرحوم حداد راجع به فرمایش امام زمان علیه السلام در ارتباط با اصحاب سیدالشهداء(بابی انتم و امی).
تببین جامع و کامل حقیقت واقعۀ عاشورا توسط مرحوم علامه طهرانی
10و هر وقت، هر وقت مرحوم حدّاد به زیارت سیدالشّهدا علیهالسّلام مشرّف میشد، میآمد در مقابل اصحاب و همین عبارت را به ابی انتم و امی را میفرمود! عین همین، هر وقت، و بعد سر مزار حضرت حبیب بن مظاهر میرفت. منتهی از نقطه نظر سعه وجودی خود آنها، چون خود آنها هم دارای مراتب وجودی هستند و دارای سعه وجودی هستند. مرحوم حدّاد میفرمودند، من این جمله را غیر از مقام حضرت حبیب از مرحوم حدّاد از كسی دیگر نشنیدم. یعنی راجع به هیچ كس از افراد نشنیدم مشابه این مطلب را كه ایشان راجع به قبر بزرگان، و اولیای خدا این مطلب را بگویند! فرمودند: هر وقت میروم سر قبر مزار حبیب بن مظاهر، چنان مرا میگیرد كه نمیتوانم حركت كنم! نمیتوانم تا چند لحظه، حالا آن چنان مرا میگیرد كه نمیتوانم از جای خود حركت كنم یك همچنین تعبیری! حالا آن از جای خود حركت میكنم شاید با یك تعبیر دیگری بود ولی آن چنان مرا میگیرد كه دیگر با تمام، یعنی منظور ایشان بود كه با تمام شراشر وجود متوجّه او میشوم! این كلامی كه ایشان با آن خصوصّیاتی كه ما از ایشان سراغ داریم چیز كمی نیست. درست؟! حالا چند تا حبیب ما داریم این جوری؟! ده هزار تا، بیست هزار تا؟ صد هزار تا؟ چند تا داریم؟! یك قدری بیشتر باید فكر كنیم! یك قدری بیشتر باید تأمل كنیم. یكخرده باید به خود بیاییم و مطالب را سهل نگیریم، آسان نگیریم.
در قضّیه سیدالشّهدا علیهالسّلام مطالب مختلف گفته شده است. بعضی گفتند كه اصلًا امام حسین علیهالسّلام داعیهای نداشته، قضیه عاشورا قضّیهای است كه خود به خود پیش آمده و حضرت هیچ داعیه نداشته و حتّی بعضی از منبریها در زمانهای سابق میشنیدم كه آنها میگفتند: اصلًا امام حسین در واقع از مدینه فرار كرد. یعنی با این عبارت: فرار كرد. و این عبارتی كه حضرت در هنگام خروج از مدینه این آیه را كه قرائت كردند كه فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ1 این را هم دلیل بر این میگیرند كه حضرت دنبالش بودند دنبال حضرت بودند و دید اگر بخواهد در مدینه باشد، این بالاخره حكومت یزید كار خودش را میكند و لذا آمد بیرون و رفت به سمت مكّه، در مكّه هم وقتی كه شنید حضرت میخواهند ایشان را اغتیال كنند، ترور كنند، آن احرام را تبدیل به عمره مفرده كردند، آن احرام حج را و حركت كردند و كم كم آن قضایای كربلا پیش آمد. خب این مطلب غلط است و صحیح نیست با آن چه را كه حضرت میفرمودند و در سخنانشان و خطبههایشان:
- سوره القصص (٢٨) آيه ٢١
