اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تببین جامع و کامل حقیقت واقعۀ عاشورا توسط مرحوم علامه طهرانی

15180
عنوان بصری
نسخه عربی

تببین جامع و کامل حقیقت واقعۀ عاشورا توسط مرحوم علامه طهرانی

17
  •  می‌دانستیم كه این آقای عبیداللَه بن زیاد، این آمده و دارد فتنه می‌كند و افراد دارند به كمك می‌آیند و همه را به دور خودش جمع كرده بود و گرفته بود دیگر، گرفته بود. كوفه را گرفته بود! این نمی‌رود سراغ امام حسین؟! خب این معلوم بود، روشن بود! ما اگر بودیم چه می‌كردیم؟! هر جا گیرش می‌آوردیم تمام می‌كردیم كار او را، یك چیز واضحی است. مگر واجب نیست؟! بله واجب است. به حسب ظاهر واجب است! درست؟

  •  حضرت مسلم مگر سیدالشّهدا را دوست ندارد؟ آن كه تمام وجودش فانی در سیدالشّهدا است. درست؟! این هم كه مسلّم است. قطعاً هم می‌داند كه مسئله تغییر پیدا كرده. سرنوشت عوض شده و ورق برگشته، تغییر پیدا كرده است و روزگار به ضرر او دارد جریان پیدا می‌كند. این هم می‌دانسته، در این مسئله هم شك نداشته است. چرا؟ حضرت مسلم دست به این اقدام نزد؟ چرا؟ اینها همه دو دوتا چهار تا. همه مسائل روشن، چرا دست به این اقدام نزد؟ اگر ما بودیم چه می‌كردیم؟! كار را تمام می‌كردیم! ولی می‌دانید او چرا این كار را نكرد و فرقش با ما چیست؟ فرقش فقط همین است كه آن سفیر و نماینده امام حسین است و ما نماینده خودمان هستیم! و ما سفارت نفس خودمان را داریم نه سفارت امام حسین را! آن با خودش این فكر را می‌كند: اگر من این كار را انجام بدهم مردم نمی‌گویند این كار، كار ناجوانمردانه‌ای انجام شده است! بدون اطّلاع او آمدی تو این كار را كردی؟! حالا برای امامت كردی ای هر كسی دیگركردی؟ این كاری كه انجام دادی؟ اگر من این عمل را به امامم عرضه می‌كند، او مرا تحسین می‌كند یا مرا انتقاد می‌كند؟ چرا انجام دادی؟ آن كه هنوز كاری نكرده است، آن كه دست به شمشیر نبرده است. آن كه هنوز لشگر نفرستاده! علاوه بر آن نشسته در خانه، با آرامش نشسته به خیال این كه مهمان را این گونه پذیرایی می‌كنند؟ بله، می‌خواستی می‌كشیدی در خیابان، فلان فلان شده تو داری چه كار می‌كنی؟ خیلی خب، تو كه حالا داری این را می‌گویی بگذار من هم بروم شمشیرم را بردارم! بسم اللَه. این جا جای این حرفها امام حسین چه می‌كرد؟! او را نقد می‌كرد، نه این كه او را تحسین كند! چه كسی این مطلب را انداخت در سر مسلم بن عقیل؟ كی انداخت؟ امام حسین انداخت! چرا؟! این نائیب او است، نائیب نباید خلاف كند، خلاف كند به پای من و او هم می‌نویسند، به پای اربابش می‌نویسند، به پای ارباب و صاحب و مالكش می‌نویسند، اگر خلاف كند. همان كاری را كه امام حسین انجام می‌دهد، همان كاری را كه با حربّن یزید ریاحی كرد، خب چه كرد؟ گفتند: آقا ما با یك ساعت الآن كلك را می‌كنیم، و اینها آمدند و تشنه هستند، بسیار خب، قبل از این كه اوّلًا اگر اینها را آب ندهیم، اینها خودشان یك ساعت بعد می‌میرند! این كه یك. حضرت فرمود كه چرا آب ندهیم؟! چرا آب ندهیم؟! این‌ها آمدند به مقابله ما و جلوی ما را بگیرند، هنوز مسئله‌ای انجام نشده، بر اساس قانون انسانیت و قانون شفقت و قانون برادری و قانون هم‌نوعی اینها بنده خدا هستند! خطاكار هستند، باشند! چرا ما خطا كنیم؟!! ببینید. در حالی كه همه می‌گویند وقت را مغتنم بشمار، تمام كن، كار را تمام كن، سرنوشت را تغییر بده! مغتنم بشمار كار را، امام حسین می‌فرماید: اغتنام در ما نیست. پیاده كردن ارزشها مقصد ما است. حالا رفقا دیگر مطلب را گرفتند.