تببین جامع و کامل حقیقت واقعۀ عاشورا توسط مرحوم علامه طهرانی
20بعثت لاتمم مكارم الاخلاق رسول خدا فرمودند كه من مبعوث شدم كه مكارم اخلاق یعنی مكرمت اخلاق، یعنی آن بالاترین درجه از اخلاق را بیایم به شما بیاموزم! آن را چه جوری بیاموزد؟! توسّط فرزندش، امام حسین، توسّط فرزندش باید بیاید بیاموزد! كه وقتی یك جا گیر كردی، در معاملات، در ارتباطات، وقتی كه دیدی حالا وقتش است كه طرف مجبور است به حرفت گوش بدهد، حالا دیگر گرچه حق هم با تو است، توجّه كنید یك وقتی حق با آدم نیست كه او كه اصلًابحثّی نیست دیگر! خب یك امر حرام است و فلان! نه، صحبت آن جایی است كه حق با انسان است، حق با امام حسین است دیگر! آمدند، میخواهند بكشند دیگر! باید با یزید بیعت كند، خب یزید كیست كه من بیایم با او بیعت كنم؟! این حرفها چیست؟ این خلافها چیست؟ غلط میكند هر كسی كه فرض كنید كه ما را مجبور كند به این مطلب! حق با امام حسین است! در این شكی نیست! و اگر هم میكشد خب همه میگفتند: چه اشكال دارد؟! آن آمده به دفع سیدالشّهدا و بیعت هم خب حرام است و حضرت هم نباید بیعت كند و دفعش كردند! خب چه بهتر! اگر بگذارند خودشان بمیرند نه اصلًا جنگی میشود و نه از این طرف هم كسی میمیرد. بالاخره در جنگ هم چند نفر از این طرف هم باید چیز شوند دیگر از این طرف هم كشته میشوند دیگر. پس بنابراین خب همه یك همچنین مسئلهای را، یك همچنین نتایجی را به دست میآورند، ولی سیدالشّهدا میفرماید كه من خود را به كشتن دادم تا این كه

