تببین جامع و کامل حقیقت واقعۀ عاشورا توسط مرحوم علامه طهرانی
29منازل بچه شیرخوار است، امام حسین برای احیای ارزشها آمده و نه این كه ما بیایم و بزنیم و همه چیز را درب و داغون كنیم!
در یك جریانی، یك قضّیهای اتفّاق افتاد. مرحوم علّامه طباطبایی آمدند تهران. خب سر و صدا بود. وقتی آمد آسایش مردم سلب شده بود در آن كوچه، ما با مرحوم آقا رفتیم برای دیدن ایشان، در همین منزل داماد ایشان، مرحوم قدّوسی كه شهید شد، منافقین او را شهید شدند، مرحوم آقا فرمودند كه آقا چه شد؟ فرمودند: آقا ما را بیرون كردند، ما را بیرون كردن، د یعنی موقعیتی پیش آمد، ایشان لرزهشدید گرفته بود بدنشان، لرزه شدید گرفته بودند و گفتند: من نمیتوانستم دیگر در آن جا بمانم! یكی پیغام داده بود، یكی از آقایان و اینها كه در آن جا بودند میرفتند و میآمدند كه این جا سر و صدا درآمده بود گفته بود: نمیخواهد، بگذارد برود، با این عبارت نمیخواهد، بگذارد برود. علّامه طباطبایی نمیخواهد، بگذارد برود.
آقا امام حسین آمد كه ارزشها را احیا كند! نیامد كه همه مملكت را به هم بریزد! بزنید و بریزید و داد و بیداد! خب چه خبر شده است؟! خب قضّیه چیست؟ مردم میخواهند زندگی كنند، بچه شیرخوار است، مریض است و ما به این مسائل مكلّف نیستیم.
اشعاری كه گفته میشود نباید این اشعار، اشعار موهن باشد، نباید افراط بشود، نباید اغراق شود، حسین اللَهی و فلان و اینها چیست؟ همه اینها كفر است! و به گویندگانش باید تعزیر كرد، شلّاق باید زد خجالت باید بكشند، باید مرتبه محفوظ باشد! هر چرند و خزعبلاتی كه نباید گفت! ما حسین اللَهی هستیم، هر كه میخواهد هر چه باشد! تو غلط میكنی حسین اللَهی باشی، تو باید اعدامت كرد اگر بخواهی بر این مطالب بمانی! ضوابط باید محفوظ باشد! حسین اللَهی یعنی چه؟ ما همین هستیم یعنی چه؟! و تعجب است كه چطور اجازه داده میشود كه این گونه افراد، در این گونه مطالب از بعضی از حمایتها هم برخوردار هستند! مثل اشعاری كه راجع به امیرالمؤمنین میگویند! و نمیدانم مطالبی كه هر كسی هر چه به نظرش میآید! و نمیدانم، خدا به پیغمبر گفت: ای رسول من اگر میخواهی نباشی هم نباش، من علی را دارم. اا! میخواهی نباشی نباش! اینها كی هستند و از كجا آمدهاند؟! از كجا آمدند از كدام غاری فرار كردند؟! آمدند این مسائل را این طور دارند مطرح میكنند! افتخار امیرالمؤمنین این بود كه تربیت شده رسول خدا است افتخار امیرالمؤمنین این بود كه گفت: أنا عبد من عبید محمد (اللَهم صل علی محمد و آل محمد) این كسانی كه این مزخرفات را میگویند بویی از تشیع نبردهاند. بویی از ولایت نبردهاند.

