ضرورت نگاه جامع به طول حیات ائمه علیهم السلام و عدم اکتفا به مصائب ایشان
5شكّی نیست در اینكه مصائبی كه بر اهل بیت وارد شد مخصوصاً در مسئله كربلا از حدّ تصور اصلًا خارج است. جنایاتی كه دشمنان خدا روا داشتند بر آل رسول و آن فجایعی كه انجام شد كدام قلبی است كه شمّهای از این فجایع را بشنود و متأثّر نشود.
امروز به یكی از رفقا داشتم میگفتم كه یك وقت مرحوم آقا در صحبتهای ایشان شنیدم میفرمودند: من مدّتها بود كه در ذهنم این مسئله عطش سیدالشّهدا علیهالسّلام بود كه این چهطور میشود انسان به این نقطه و به این نكته برسد كه ما در تاریخ داریم كه به واسطه شدّت عطش، یك ابر و دخانی در جلوی چشمان حضرت نمایان شده بود. طبعاً اطبّای چشم این را بهتر درك میكنند احتمالًا به خاطر كمبود آن مایع زجاجیه در قرنیه و اینها یك همچنین مسئلهای برای افرادی كه دچار عطش بسیار شدیدی شده باشند پیدا میشود. ایشان میفرمودند ما این را خوانده بودیم ولی من نمیتوانستم درك كنم چهطور میشود این قضیه برای سیدالشّهدا پیدا شود كه بین خود و بین سماء یك دخانی را میدید، ابری را میدید و چشم آنطور كه بایدوشاید نمیدید. این چه عطشی بود؟ این چه مسئلهای بود؟! تا اینكه میفرمودند در یك سفری ما به مكّه رفته بودیم در همان سفر اوّل، ظاهراً بیمار شده بودند و بعد میخواستند با ماشین بروند مكانی و مدّتی بود آب نخورده بودند و مصادف شده بودند با بیآبی. به وضع بسیار ناگواری افتاده بودند به طوری كه ایشان میگفتند كه رمق از من رفت و دیگر توان بر حركت نداشتم و اگر نیم ساعت دیرتر به قهوهخانهای نمیرسیدیم كه در آنجا چایی، آبی، چیزی نبود من تلف شده بودم. ایشان میفرمودند من در این نیم ساعت كه تا برسیم در جلوی چشمم دخان و دود احساس میكردم و میدیدم. یعنی هرجا چشمم را باز میكردم آنجا به یاد این عطش سیدالشّهدا علیه السّلام افتادم كه این قضیه این بوده است. یعنی حضرت از نقطه نظر عطش و كمبود آب، بدن دچار كم آبی شده بود، این حالت پیدا شده بود. این یكی از مسائل بوده، یكی از مطالب و جریانهایی بوده كه بر حضرت گذشته است.

