ضرورت نگاه جامع به طول حیات ائمه علیهم السلام و عدم اکتفا به مصائب ایشان
8آدم گاهی از اوقات این قضایا را به یك مقداری، نه به این شدّت، یك ده درصدی، ده در هزاری چند درصدی، انسان میتواند اینها را گاهی تجربه كند؛ برای خود بنده هم اتّفاق افتاده در بعضی از اوقات میخواستم خودم را بیازمایم، ببینم نسبت به فلان مطلب، نسبت به فلان قضیه چه احساسی دارم؟! واقعاً در آن زمان احساس میكردم كه مُردن برای من بسیار بسیار راحتتر از اقدام به یك همچنین مطلبی است ولی باید این كار را انجام داد. كاملًا این مسئله را احساس میكردم كه اگر من را مخیر كنند بین اینكه این كار را انجام بدهم یا از این دنیا بروم، میگفتم من از این دنیا میروم من این كار را انجام نمیدهم، این عمل را من انجام نمیدهم. آنوقت همینطوری ما میآییم: چرا امام سجّاد بیعت یزید را قبول كرد؟! همینطوری بدون هیچحسابی و كتابی! یعنی اگر شما حساب كنید مصیبتی كه بر امام سجّاد علیه السّلام در این مدّت آمد و قضایایی را كه امام سجّاد با چشمش در كوفه دید؛ تمام آن اهل بیت سیدالشّهدا، خواهر، زن، خواهرزاده، دختر، تمام اینها مسئولیتش با امام سجّاد بود دیگر! این مصیبتی كه بر امام سجّاد علیه السّلام در طول مسیر آمد، تحقیقاً اگر نگویم بیشتر از مصیبت كربلا بوده، كمتر نبوده. مصیبت كربلا چه بوده؟! بالاخره زدن و كشتن و از بین بردن بوده است دیگر. آمدن به این نحو به این كیفیت، آن قضایایی كه مربوط به خود حضرت و پاهای حضرت را با زنجیر به زیر شتر بستند كه با هر حركت شتر، تمام این زنجیرها میكوبید بدن امام سجّاد را، یك دقیقهاش را ما نمیتوانیم تحمّل كنیم. میگویم بنده دیدم در موزهای كه در آنجا بود آن اوضاعی كه در آنجا بود. تیر میآید به آدم میخورد آدم بعد از ده دقیقه میمیرد. نهایت آن این است دیگر. این هر آنی یك تیر دارد فرو میرود، هر آنی یك نیزه دارد به بدن آدم فرو میرود. تمام هم نمیشود. یك روز، دو روز، سه روز، ده روز، بیست روز، حتّی تا یك ماه هم نقل شده است و مطالب دیگر و آن جریانات دیگر به جای خود.

