اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آثار ملکوتی گفتار و رفتار انسان بر نفس خویش

14444
عنوان بصری
نسخه عربی

آثار ملکوتی گفتار و رفتار انسان بر نفس خویش

19
  •  و گفت ما هستیم و به انواع شكنجه‌ها این مرد را در زندان شكنجه كردند. مرحوم طیب حاج رضایی را خیلی اذیت كردند. یك تعبیری من از مرحوم آقا نشنیدم ولی از یك فرد موثّقی شنیدم كه ایشان فرمودند: مرحوم طیب دوره سلوكش را در زندان گذراند.1 این خیلی عجیب است. دوره سلوكش را در زندان گذراند. خیلی او را اذیت كردند و گفتند بیا دروغ بگو و تهمت بزن و این‌طور بگو كه من از آقای خمینی پول گرفتم. گفت: من به سید تهمت نمی‌زنم، من پول نگرفتم، من تهمت نمی‌زنم. گفتند: تو را می‌كشیم. گفت: بكش. نگفت، خیانت نكرد. خیانت نكرد، ایستاد. چرا دروغ بگویم؟ آیا ما كه ادّعای سلوك می‌كنیم هستیم؟ ما قدرت یك سیلی را هم نداریم درحالتی‌كه اگر این كار را می‌كرد و دیگران هم كردند! پست و مقام و از این مسائل، مگر نبوده؟! نگفت. گفت: من به سید تهمت نمی‌زنم. بعد بالاخره او را شهیدش كردند و اعدام كردند. خدا رحمتش كند.

  •  حالا ایشان را در زندان گرفتند و می‌خواهند او را اعدام كنند. خود مرحوم آقا شیخ صدرالدّین برای بنده نقل كردند كه ما با پدر شما آقا سید محمّدحسین این طرف آن طرف، علما جمع شوند نگذارند كه این مرد را اعدام كنند. این برای خدا آمده این كار را كرده است. این برای خدا الآن آمده پا در میان گذاشته و جلو گذاشته. چرا باید ولش كنیم؟ رفته در زندان كه رفته، همین تمام شد؟! این برای ما آمده است. برای احیاء دین آمده است. پس مردی كجا رفت؟ پس لوطی منشی كجا رفت؟ پس دستور كجا رفت؟ پس اسلام و خدا كجا رفت؟ آقا ول كردند. ول كردند و انگارنه‌انگار!

  •  ایشان می‌گفت ما و آقای آسید محمّدحسین خودمان را كشتیم كه نگذاریم، و نشد و نشد. بعد ایشان می‌گفت من رفتم پیش یكی از آقایان مراجع الآن فوت كرده است، دیگر خدا خودش می‌داند هرچه بوده است گفتم: آقا ما خبر داریم این مرد را گرفتند و می‌خواهند اعدام كنند. گفت: خب بكنند! ا ا آقا بكنند؟! چی چی بكنند؟ این مظلوم است، این برای خدا آمده است. بعد ایشان می‌گویند كه آقا الآن افراد عدیده‌ای پی قضیه هستند اگر شما امضا كنید، آنها هم امضا می‌كنند، بیا نامه بدهیم. جواب ایشان چه بود؟ وقتی من می‌گویم زیر هر ریشی یك شیطان نهفته است! جوابش این بود، ما نمی‌توانیم بخاطر حفظ جان یك آدم بی‌حیثیت و بی‌آبرو آبروی مرجعیت را ببریم! عجب! بخاطر یك آدم بی‌حیثیت! خب طیب است دیگر، داش است دیگر، قهوه‌خانه دارد و چه دارد. ما بیاییم آبروی مرجعیت را ببریم؟!

    1. عنوان بصرى، ج ١، ص ١٦١.