آثار ملکوتی گفتار و رفتار انسان بر نفس خویش
21مرجعیت، مرجعیت الهی دیگر نمیتواند باشد البتّه آن آقایی كه این حرف را زده فوت كرده است. دیگر اسمش را هم نمیبریم، دیگر فوت كرده است. حالا دیگر چه بگوییم! بعد ایشان میگفت، من گفتم: عجب! عجب! پس ما مردم را میخواهیم تا وقتیكه برای ما مشكلی پیش نیاید. تا آن وقت مردم را میخواهیم. گفت: من دیگر حوصله صحبت در اینها را ندارم، خداحافظ شما. بعد گرفتند اعدامش كردند، شهیدش كردند. این مسئله به این حرفها نیست كه حالا هر كسی زی او زی صلاح و اهل علم باشد. ابدا، ابدا، ابدا!
این دوربینهایی كه دارید میبینید از ما عكس و فیلم میگیرند و بعد هم نشان میدهند، اینها دارند ظاهر ما را نشان میدهند. اگر دوربینی پیدا شود این جناب آقای محترم، به جای این، یك دوربینی بگذارد این را به مردم نشان دهد انگار هنوز نیامده است! تكنولوژی هنوز به اینجا نرسیده است اینها گول زننده است. گول میزند. آقا من قشنگ مینشینم و این خط لباس را روی آن خط لباس میاندازم، تا با هم میزان شود (البتّه این لباس من باز است و بسته نمیشود، بینندگان اغماض میفرمایند!) و میآییم قشنگ صحبت میكنیم، منظّم صحبت میكنیم، حرف را خوب میزنیم. به به چه آقای خوبی است؛ به به نور دارد از این میزند بالا. بابا این نور، روحانی نیست! این آتشی است كه دارد میزند بالا! نمیبینید، شما خبر ندارید. اگر یك دوربینی بیاید، بیاید اینكه اینجا است عكسبرداری كند، آن دوربین میدانید كدام است؟ آن دوربینی است كه این دوتا ملكی كه اینجا نشستند، آنها از آن دوربینها دارند. این تكنولوژی هنوز نیامده است. هنوز نیامده است كه از آن چیزی كه اینها دارند فیلم برمیدارند، آن هم بردارد. حالا اگر این دو تا بخواهند آن چیزی را كه برداشتند به مردم نشان بدهند، ببینید، این یك ساعت را قشنگ نگاه كنید. این شخص این حرفهایی را به صلاحش بود، زد. آنجا كه به صلاحش نبود نزد. اینجا را سانسور كرد، آنجا را كم و زیاد كرد. این هم فیلمش. آن وقت چه خواهد شد؟!

