آثار ملکوتی گفتار و رفتار انسان بر نفس خویش
5افرادی كه اهل دروغ هستند، اینها یك خصوصیت دیگری دارند. صورت حیوانی آنها متفاوت است، فرق میكند با آن كسی كه دزدی میكند. افراد دزد یك صورت حیوانی خاصی دارند كه با سایر افراد متفاوت است. افرادی كه اهل غشّ در معامله هستند صورت مثالی و حیوانی آنها تفاوت میكند. افرادی كه اهل شرب خمر هستند، صورت ایشان فرق میكند. افرادی كه خدای نكرده اهل معاصی دیگر هستند هركدام اینها صورتشان تفاوت میكند و آن صورت برزخی اگرچه برای خود آنها مشخّص نباشد برای سایر افراد مشخّص است.
منتها خصوصیتی كه در اینجا هست این است همانطوری كه انسان به واسطه گناه از آن صورت آدمی متبدّل و متحوّل به صورت حیوان میشود، همینطور به واسطه توبه و رجوع به دستورات الهی و عمل به احكام دوباره برمیگردد، و آن صورت حیوانی و برزخی نامناسب او به یك صورت آدمی متحوّل میشود. خیال هم نكنید كه این صورت آدمی حتماً باید همراه با یك ظاهرالصّلاح بودنی باشد، همراه با یك كیفیت خاصی باشد نه اینطور نیست، ابداً. فرض كنید هر كسی كه معمّم است حتماً صورت او صورت آدمیاست و هر كسی كه حالا بیحجاب است، صورت او صورت حیوان است نخیر، ابداً. بسیاری از حیوانات ماشاءاللَه! در همان اصناف مختلف و صفوف مختلف به وفور یافت میشود، به وفور یافت میشود!
از یكی از بزرگانی كه الان به رحمت خدا رفته است خدا رحمتش كند نمیخواهم اسم ایشان را ببرم شنیدم كه ایشان میفرمود: خودم از مرحوم آقا شیخ حسنعلی نخودكی اصفهانی شنیدم كه میگفت وقتیكه من وارد یكی از شهرها شدم اسم نبرد صورت بعضی از افراد را به صورت پلنگ و ببر میبینم، ببر و پلنگ میبینم! چه كسانی؟ معممین! معاریف، از مشاهیر به صورت پلنگ میبینم! این غیر از آن قضیه ای است كه آن دفعه خدمت شما عرض كردم كه در نجف بوده است
مرحوم آقا شیخ عباس هاتف قوچانی كه یكی از اساتید سلوكی مرحوم آقا بودند البتّه استاد نبودند، رفیق بودند ولیكن مرحوم آقا از باب شدّت ادب و احترامی كه نسبت به بزرگان داشتند ایشان را در تألیفات خودشان به عنوان استاد نام بردند و چون مدّتی هم دستور میگرفتند و ایشان از طرف مرحوم قاضی وصی بودند ولی در واقع استاد نبودند، رفیق بودند و بسیار ارتباطات صمیمی و سلوكی قابل توجّهی داشتند. مردی بود اهل صدق و اهل صفا. خیلی مهم است، خیلی مهم است كه انسان ملاحظات نفس را نكند، ملاحظات دنیا را نكند، ملاحظات بیاوبرو این دنیا را نكند؛ آنچه را كه صلاح میداند بیان كند، آنچه را كه خیر و مصلحت میداند برای افراد بگوید، گرچه به واسطه این مسئله آن ارادت قبلی حالا تعدیل شود، یا آن ارتباط یك قدری تعدیل شود. ولی باید گفت، نباید مصلحت را كتمان كرد و نباید آنچه كه خیر و صلاح رفیق است انسان به خاطر ملاحظات كنار بگذارد، باید جواب بدهد، حساب دارد.

