آثار ملکوتی گفتار و رفتار انسان بر نفس خویش
آثار ملکوتی گفتار و رفتار انسان بر نفس خویش
12ولی شما نگاه میكنید میبینید افرادی هستند اینها افراد عادی هستند حتّی ممكن است به حسب ظاهر فعل خلاف انجام میدهد، ولی دلش پاك است. زن است حجاب ندارد ولی دلش پاك است. محیط او محیطی بوده كه به او یاد ندادند. فرهنگ او فرهنگی بوده كه به او تعلیم ندادند، قلب او صاف است. آن صورتش را وقتی نگاه میكنی صورت انسان است، بیحجاب است ولی صورت انسان است. این با چادر است صورتش صورت سگ است! صورت ببر است! صورت شغال است! صورت روباه است! چرا؟ چون فقط یك پوششی انداخته است. پوشش كه صورت مثالی را عوض نمیكند. الان من این عبا را برمیدارم، این را هم میخواهید برایتان درمیآورم. یك زیرپیراهنی و یك شلوار، حالا من با درآوردن این لباس آن محفوظات خودم را از دست میدهم؟ حالت خودم را از دست میدهم یا نه؟ لباس را درآوردم. چادر كه نمیآید برای انسان ... البتّه این هست كه اگر انسان بخواهد در مسیر قرار بگیرد، همین چادر هم برای او مغیر و محوّل خواهد بود. همین حجاب هم برای او محوّل است و او را تغییر میدهد به شرط اینكه از این حجاب در راه عفاف استفاده كند نه در راه خلاف. این مسئله است.
ولی شما مشاهده میكنید بسیاری از اینهایی كه ما اینها را افراد خلاف میبینیم در واقع اینها خلاف نیستند. ظاهر نامناسبی دارند، نمیدانند. معاند نیستند، غرض ندارند. چرا ما باید با دید بد به اینها نگاه كنیم؟ چرا وقتی میبینیم جوانی الآن ظاهر نامناسبی دارد پس باطن او هم خراب است. چرا؟ نه! شاید باطن او به مراتب از ما بهتر باشد و به مراتب به خدا نزدیكتر باشد و به مراتب استعداد صلاح او بیشتر از ما باشد. از كجا این مسئله را اثبات میكنیم؟ دیدگاه ما، انظار ما، آرا ما در قضاوت باید تغییر كند. ما باید از ظاهر بیرون بیاییم، ما باید ظاهر را معیار قرار ندهیم. اینجا است كه دیگر خدا میداند كه چه چیزهایی نهفته است.

