آثار ملکوتی گفتار و رفتار انسان بر نفس خویش
آثار ملکوتی گفتار و رفتار انسان بر نفس خویش
9اینها دستورات ماست، دستورات ما این است. این سلوك است. نه اینكه مثل حیوان كلّهات را بیندازی پایین، بگذار ما سوار شویم، برویم به مقصد برسیم. این حیوانیت است، این سلوك نیست. هرچه انسان نزدیكتر میشود، تواضع او باید بیشتر باشد. ادب او باید بیشتر شود. فروتنی او باید بیشتر شود.
عمل به تكلیف یك مسئله است، احساس بزرگی و بزرگمنشی یك مسئلهای دیگر است. این دو تا نباید با هم خلط و قاطی شود. انسان در عین اینكه باید عمل به تكلیف كند، با افراد باید بر اساس نظم و انضباط و قانون عمل شود، درعینحال نباید خودش را بالاتر ببیند. مبادا ببیند. این استاد است به جای خود، او شاگرد است به جای خود. رعایت استادی و شاگردی به جای خود. بلندتر دیدن، یك مطلب دیگر است، نخیر. افتخار كردن نخیر. فخر فروختن نخیر. بزرگمنشی ابدا. اینها چیست؟ اینها شیطان است. همین ملاك سلوكی را ما به كار ببریم دنیا متحوّل نمیشود؟ دنیا عوض نمیشود؟ آقا میخواهد یك جا برود زورش میآید كیفش را دستش بگیرد. كیفش را حتماً باید یكی دیگر دست بگیرد! خودت دست بگیر. كیف تو است خودتبگیر. نه به شأن او نمیخورد حالا ساكش را بردارد! این چیست؟ این فخرفروختن است، این را نداریم. امر و نهی خود را بكن، توبیخت را بكن، تذكّرت را بده، امّا كیفت را خودت بردار. مسئله دو تا است. اینجا من یك چیز هستم و اگر بردارم عیب است! اصلًا اگر عیب است نیا. اگر عیب است، نیاور. اگر میآوری خودت بردار. یك مطلب و یك مسئله هم به دیگران یاد بده. اینها چیزهایی است كه انسان باید اینها را عمل كند.
این صورت حیوانی و صورت مثالی همانطوری كه عرض شد در كارهای انسان مشهود است. این قضیه مشهود است كه چطور این عمل، این حالت نفسانی را برای انسان به وجود میآورد؛ یعنی انسان از یك وضعیت نابسامان به واسطه برگشت و رجوع و توبه برمیگردد به یك وضعیت و حالت مناسب و كمكم تغییر میدهد. بنابراین ما دائماً در حال تغییر و تحوّل هستیم و یك لحظه ما با لحظه دیگر همسو و یكسان نیست. هر خطوری كه برای ما پیدا شود، صورت مثالی ما عوض میشود.

