لزوم رفع اختلافات و کدورتها جهت بهرهمندی از فیوضات ماههای رجب و شعبان و رمضان
15مرحوم آقا میفرموند ما مطالب خصوصی و عمومی نداریم، مطالب ما همین چیزهایی است كه در كتابها است. ما این مطالب را نمیفهمیدیم. ایشان به بعضی از افراد میفرمودند شما هر وقت به مشهد آمدید بدون تعیین وقت ملاقات اینجا بیایید، هر روز هم خواستید بیایید. چه نتیجهای بر این قضیه مترتب شد؟ آیا چیزی گیرمان آمد؟ حجابی برداشته شد؟ فتح بابی شد؟ افكارمان باز شد هان؟ ما كه خلافش را دیدیم! بعد هم میفرمودند صحبت ما به گوش هر كسی كه برسد برای او حجت است. افرادی را بنده میدیدم بدون اینكه ایشان را ببینند عمل میكردند و به مطلوب میرسیدند، میرسیدند. با چشم خودم میدیدم.
ایشان میفرمودند ما مطلب خصوصی و عمومی نداریم مطالبی را كه میگوییم همه همین است و من الآن میبینیم همین چیزهایی كه ایشان در كتابها گفتند و رفقای ما إنشاءاللَه خدا اجرشان بدهد در اهتمام به تبلیغ و نشر این مطالب دارند كه واقعاً باید از زحمات آنها تقدیر و تشكر كرد. البته من كه نباید تشكر كنم، صاحب دین و شریعت خودش میداند كه چگونه از این همتها و زحمتها و از این عرقها خودش تلافی كند. بالاخره طرف مسئله كه بنده نیستم، خود صاحب ولایت است و او به بهترین نحو خودش این مطالب را تلافی میكند.
الآن من میبینم كه همین مطالبی را كه ایشان در كتابهایشان نوشتند چه آنهایی كه طبع شده و چه آنهایی كه نشده اینها تكتك جملاتش عبارت است از ملاقات خصوصی. یعنی شما یك پاراگراف از معادشناسی دربیاورید این میشود یك ملاقات خصوصی. مگر شما ملاقات خصوصی نمیخواهید هان؟ حالا شما چند تا ملاقات خصوصی در یك كتاب پیدا میكنید؟ چند تا؟ هزار تا، پانصد تا، دویست تا. هر صفحه یك ملاقات خصوصی است، حتما باید بنویسند؟ چشم! از طرف من شما بالای هر صفحه بنویسید كه فلانی گفته كه این صفحه چندم از روح مجرد ملاقات خصوصی است. مگر شما نمیخواهید بیایید پیش بنده؟ میگویم این است. اما این نفس قبول نمیكند، نه حتماً بایستی حضوری باشد، گیر این است، این گیر ماست، این گیر باید برطرف شود.

