لزوم رفع اختلافات و کدورتها جهت بهرهمندی از فیوضات ماههای رجب و شعبان و رمضان
16اخیراً این مطلب را بنده چند بار تكرار كردهام، اگر به جایی رسیدید كه ملاقات خصوصی شما با امام زمان با غیر ملاقات خصوصی فرق نكرد آنموقع بدانید كه حالا یك قضیهای دارد اتفاق میافتد. ولی اگر در ذهن ما این باشد كه حتماً مطلب را باید برویم از امام زمان بشنویم، كسی دیگر بگوید قبول نكنیم آن امام زمان، امام زمان نیست. صد سال پیش او بنشینید. مگر پیش پیغمبر ننشستند؟ مگر ٢٣ سال ننشستند؟ فایده نداد دیگر، دیدید دیگر فایده نداد. اویس در یمن یك بار پیغمبر را ندید، به پیغمبر ملحق شده بود و متحد بود. خیال نكنید اویس فقط یكی است، هركدام ما اگر بخواهیم یك اویس هستیم! نمیخواهیم، نمیخواهیم اویس باشیم! میخواهیم عبدالرحمن عوف باشیم، میخواهیم عمر بن خطّاب باشیم! میخواهیم خالد بن ولید باشید. بخواهیم هركداممان یك اویس هستیم! اویس از شكم مادرش اویس درنیامد، یكی بود مثل سایر افراد، خواست شد اویس، شد عمار، شد میثم، شد حبیب، و دیگران هم شدند عمر سعد و ابن زیادها. خواست خود ماست.
مرحوم آقا بارها در یك مورد خودم دیدم و موارد دیگر هم بوده است فرمودند: همین آقا سیدمحسن بخواهد من به او میدهم، نخواهد نمیدهم. پدر من است از همهكس به من نزدیكتر است. ولی در دستگاه خدا رابطه نیست، ضابطه است. ضابطه یعنی عدل، ضابطه یعنی انصاف، ضابطه یعنی امانت، ضابطه یعنی رحمت. این معنای ضابطه است. پس دیگر نباید نگاه كنیم: خوش بهحال فلانی، چهل سال پیش اولیای خدا بوده است، ای كاش ما هم بودیم! حالا شما هم بودی چه میشدی؟ شما كه پانزده سال بودی، رفتی آمدی، چی شد؟ همان حالی را كه دیگران راجع به بنده دارند، همان حال را ممكن است دیگران نسبت به آنها داشته باشند. خوش به حال فلانی، چقدر با آقا ارتباط دارد، ای كاش ما هم به جای آقا بودیم! همان، همان است. تفاوتی نمیكند! آن وقت همانی كه میگوید خوش به حال فلانی، وقتی یك حرف بزنی میرود یك كار دیگر میكند! پس نگو بابا دروغ نگو، چرا دروغ میگویی؟ خوش به حال چیست، این حرفها چیست، این مسائل چیست؟ ما خوش به حال نداریم.

