افاضه لطف و رحمت بی دریغ پروردگار بر جمیع موجودات
14یَقرَعُ بَابَ إحسَانِک بِدُعَائِهِ؛ «و مرتّب دارد در احسانت را میکوبد و دست از این کوبیدن برنمیدارد بهواسطۀ خواست و دعائی که میکند!»
فَلا تُعرِض بِوَجهِکَ الکَریمِ عَنِّی؛ «با آن وجه کریمت از من إعراض نکن، مرا برنگردان!»
وجه کریم و بزرگوارانۀ پروردگار در مقابل تقاضاهای بندگان
«وجه» یعنی: صورت؛ «وجه کریم» یعنی: صورت بزرگوارانه، نه صورت عبوس، درهم، [بلکه] صورت تو کریم است! بعضی صورتها هست که اگر انسان نگاه بکند حتماً باید برود کفّاره بدهد، و پناه به خدا که اگر انسان از آنها چیزی بخواهد تقاضا کند! شیخ سعدی هم در گلستان یک حکایتی دارد دیگر از این حکایتها که:
به تمنّای گوشت مردن بِه *** که تقاضای زشت قصّابان1 امّا اگر وجه کریم باشد، صورت، صورت کریم است، إفاضهکننده است، بشّاش است، با محبّت است. بچّه از پدرش چیز میخواهد، دعوایش نمیکند، پسگردنیاش نمیزد، مُلاطفتش میکند، دست روی سرش میکشد، و آن چیزی که میخواهد به او میدهد؛ و این پسر همیشه دوست دارد بدود در دامن مادرش و پدرش و از اینها چیزی بخواهد.
اما یک پدری عبوس و اخمو [باشد]، نه! این بچّه تا لبش را باز میکند میفهمد که پسگردنی میآید و... ، اصلاً دیگر تقاضا نمیکند؛ اگر یکوقتی هم یک شیرینی بخواهد یا شکلاتی بخواهد جرأت نمیکند به پدر یا مادرش بگوید! امّا وجه تو کریم است، با وجه کریمت از من إعراض نکن! رویت را برنگردان!
نحوۀ سؤال و درخواست بنده از پروردگار
و اقْبَل مِنِّی ما اَقُول؛ «آنچه را که میگویم قبول کن! خلاصه باید قبول کنی!»
حتماً فَإن لَم تَرحَمْ فَارْحَمْ؛ میخواهی رحم کن میخواهی نکن! میخواهی بکنی میخواهی نکنی، اما حتماً گردنت افتاده است باید رحم بکنی! خلاصه سؤال ما اینطوری است، سؤال یک گدایی که میگویم: میخواهی بدهی میخواهی ندهی اختیار باتوست؛ ولیکن در هرحال، حتماً باید بدهی! و این سؤال ها هم خوب است!
تفسیر فقرۀ: «فَقَد دَعَوتُ بِهَذا الدُّعاءِ وَ أنَا اَرجُو أن لَا تَرُدَّنِی مَعرِفَةً مِنِّی بِرَأفَتِکَ و رَحمَتِکَ»
- گلستان سعدی، باب سوم، در فضیلت قناعت، حکایت ٩.
- گلستان سعدی، باب سوم، در فضیلت قناعت، حکایت ٩.

