افاضه لطف و رحمت بی دریغ پروردگار بر جمیع موجودات
8معنای «تَعالَیتَ»
«و تعالَیتَ؛» تو اصلاً بلندی، افقت عالی است، خیلی بلندی، از هرچه ما بگوییم تو بالاتری، از هرچه تصوّر کنیم بالاتری، تنازل نمیکنی یکوقت بیایی اعمال ما را و کارهای ما را بسنجی و بخواهی فیضت را از ما ببُری و قطع کنی! این حرفها نیست!
هرچه هست از قامت ناساز بیاندام ماست
آنجایی که فیضت از ما قطع میشود، مال انقطاع خود ماست؛ ما خودمان خودمان را میبریم در زیرزمین و چاه محبوس میکنیم و نور آفتاب به ما نمیرسد.
این جهان پُر آفتاب و نور و ماه *** تو بخفته سر فرو برده به چاه که اگر حق است پس کو روشنی *** سر بر آر از چاه و بنگر ای دنیّ جمله عالم شرق و غرب آن نور یافت *** تا تو در چاهی نخواهد بر تو تافت1 اصلاً تمام معاصی که از انسان سر میزند، ناشی از جهالت و غفلت خود انسان است و حجابی است که بین خود انسان و بین پروردگار، خود انسان تولید میکند. مگر در اوائل این دعا حضرت نفرمود: «و أَنَّکَ لا تَحتَجِبُ عَن خَلقِکَ إلّا أن تَحجُبَهُم الأَعمالُ دُونَکَ؛2 تو از خلقت محجوب نیستی؛ آنچه تو را از خلق محجوب میکند اعمالی است که آنها بجا میآورند!»
پس اعمالی که ما انجام میدهیم، به دست خودمان روی چشممان پرده میاندازیم. اگر کسی به دست خودش یک چادری روی صورت خودش بیندازد و خورشید را نبیند، این نباید مدام گِله باشد: خورشیدی، تو چنینی، تو چنانی، به من نور ندادی، مرا محروم کردی! خُب آقا، پرده را بردار خورشید را نگاه کن! کِی او تو را محروم کرده است؟! پس هرچه نقص هست، از این طرف هست؛ چون گناه فقط حجاب است و حجاب هم مالِ شُرور است و شُرور هم مال نفوس است، نه مال ذات حق؛ «و الشَّرُّ لیسَ إلیکَ!»3
و الشَّرُّ أعدام فکم قد ضَلَّ منْ *** یَقولُ بالیزدان ثُمَّ الأهرِمنْ4 اینجا هم یک بحثهایی خیلی طولانی دارد که ریشۀ مطلب دربیاید و معلوم بشود که قضیّه چیست!
- مثنوی معنوی، دفتر سوم، ص ٣٢٢:
این جهان پُر آفتاب و نور ماه *** تو بهشته سر فرو بُرده به چاه
که اگر حقّست کو آن روشنی *** سر ز چَهْ بردار و بنگر ای دَنیّ
جمله عالم شرق و غرب آن نور یافت *** تا تو در چاهی نخواهد بر تو تافت - مصباح المتهجّد، ج ٢، ص ٥٨٣.
- الکافی، ج ٣، ص ٣١٠، ادعیۀ قبل از تکبیرة الإحرام:
«عَنِ الحَلَبِی عَن أبِیعَبدِاللهِ علیه السّلام قالَ: ”إذا افتَتَحتَ الصّلَاةَ فَارفَع کفیکَ ثُمَّ ابسُطهُمَا بَسطًا ثُمَّ کَبِّرْ ثَلاثَ تکبیراتٍ ثُمَّ قُلِ اللهُمَّ أنتَ المَلِکُ الحَقّ... والشَّرُ لیس إلیک.“» ترجمه:
«حلبی از امام صادق علیه السّلام روایت میکند که فرمود: ”هنگامیکه نماز را آغاز میکنی کف دستهایت را بالا ببر و سپس آنها را کاملاً باز کن، سپس سه تکبیر بگو و بعد بگو: خداوندا، تو ملک و فرمانروای حق هستی... و شَر به سوی تو راه ندارد.“» - شرح المنظومة، ج ٣، ص ٥٢٨.
- مثنوی معنوی، دفتر سوم، ص ٣٢٢:

