حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
11خلاف بوده چه جواب میدهی؟ جواب این اشكالات، جواب این شبهات را چطور انسان میتواند بدهد؟ لذا بهتر است انسان احتیاط كند آقا جان. احتیاط برای همین موارد است.
ما هم زمان مرحوم آقا گاهی اوقات دچار شبهاتی میشدیم. امّا بلند نمیشدیم دار دار دار! همه جا بگوییم، صبر میكردیم، یك دفعه متوجّه میشدیم كه عجب! چه اشتباهی ما كردیم، یك هفته بعد، یك ماه بعد، دو هفته بعد، دو روز بعد ... چه اشتباهی؟!!.
عمل اولیاء خدا را با این مغز گنجشكی خودمان نمیتوانیم ارزیابی كنیم. او از یك افقی صحبت میكند كه بنده میگویم جرأت ندارم به شما بگویم اصلًا جرأت ندارم بگویم! و شاید تا آخر هم نگویم و نخواهم گفت. آن وقت ما بلند میشویم میگویم این هم مثل آن، آن هم مثل .... افرادی كه پیش انسان میآیند و به انسان مطالب را میگویند، ممكن است هزار تا غرض داشته باشند. اصلًا یكی دروغ میخواهد بگوید، یكی دارد صحنه سازی میكند، یكی اشتباه میكند، اشتباه میكند، اشتباه! مگر ما جائز الخطا نیستیم؟ اشتباه میكنیم!
یك وقت بنده به رفقا، عرض كردم كه در یك مجلسی در منزل یكی از رفقا در مشهد بودم، مرحوم آقا شروع كردند به صحبت كردن، یك ساعت و نیم به غروب بود رفقا هم نشسته بودند. یك شخصی هم آن طرفتر داشت مطالب را مینوشت. كسی كه مینویسد، هم گوشش به شنونده است و هم فكرش به نوشتنِ این مطالب است. گاهی اوقات این دو تا با همدیگر نمیتواند همطراز و متعادل جلو بیایند. لذا میگویند در درس، شاگرد چیزی ننویسد. ما آن وقتی كه در طلبگی بودیم و آن درسها را میخواندیم، هیچ وقت من در درس چیزی نمینوشتم فقط به لب استاد نگاه میكردم، ببینم كه او چه میگوید. چون تا حواسم به نوشتن میرفت، ممكن بود آن ریزهكاریها و ظرافتهایی كه چه بسا طرح یكی از آنها كارگشا و راهگشا باشد، مغفولٌعنه واقع بشود و انسان از آن بگذرد. علیكلّ حال، ما مطالب را گوش میدادیم و بعد در منزل، آن مطالبی كه در ذهنمان بود آنها را مینوشتیم و تقریر میكردیم و روی آن فكر میكردیم، تأمل میكردیم و به مدارك و مراجعش رسیدگی میكردیم.

