
میزان علم اولیاء الهی
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
میزان علم اولیاء الهی
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
میزان علم اولیاء الهی
19اگر امام معصوم علیهالسّلام بجای حسن صباح بود، اگر پیغمبر بود. آدم باید چه كار كند؟ با مغز خودش را باید پایین بیندازد. آن امام دیگر فرق میكند. هر دو یك كار است و هر دو با مغز پایین آمدن است. امّا این در اطاعت حسن صباح است و این در اطاعت امام صادق علیهالسّلام! كه حالا به آن میرسیم. آن حرام است و جهنّم و خلود اما این چیست؟ بهشت است و رضوان است و مراتب تجرّد و خلود در انوار الهی. مثل جریان كربلا؛ در جریان كربلا چه بود؟ حبیب بن مظاهر چه كار كرد؟ مگر غیر از این كار را كرد؟ سینهاش رو سپر تیرها و شمشیرها كرد. مگر حضرت اباالفضل چه كرد؟ این كارها را كرد. مگر مسلم بن عوسجه چه كار كرد؟ همین كارها را كردند. خودشان را فدای امام كردند، در حالی كه قطع داشتند هزار در هزار میلیون، میلیون در میلیون، كه یك احتمال در میلیون هم جان سالم به در نمیبرند. تازه شب قبل امام حسین برای همه اینها درجاتشان را نشان داد. این در كجا، آن دركجا؟ در چه وضعیتی، در چه موقعیتی. قطع داشتند هلاكت پیدا میكنند. چرا رفتند خودشان را هلاك كردند؟ مگر هلاكت حرام نیست. مگر در آیه قرآن نخواندهایم. .. وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ... البقرة، ١٩٥ به قول مولانا:
آن كه مردن پیش چشمش تهلكه ست *** امر لا تُلْقُوا بگیرد او به دست1 چرا در اینجا آن مطلب نیست؟ چون امر امام است! حفظ امام واجب است و باید خودش را فدا كند این دیگر هلاكت نیست، این عین رستگاری و عین فلاح است. به جای اینكه ویروس بیاید او را دراز كند آمده در راه امام علیهالسّلام شهید شده است. به جای اینكه میكروب وبا بیاید حسابش را برسد، توسّط تیر و شمشیر به این فلاح و رستگاری رسیده است. به جای اینكه آجر از سقف در مغزش بخورد و بیافتد به واسطه اطاعت از دستور امام و حفظ اهل بیت رسول خدا آمده این كار را انجام داده. چه سعادت بالاتر از این؟. حالا كه اینطور است، آیا میتوانیم بگوییم امری كه پیغمبر میكند و شخص توان ندارد كه گفتیم این عبث و لغو است و پیغمبر و امام و خود خدا هیچ وقت امری را كه در تحت قدرت و توان شخص نباشد تا به حال نكردهاند و نخواهند كرد. این به جای خود. حالا صحبت در این است اگر رسول خدا امری و یا نهیی بكند، در حالتی كه شریعت او و دیانت او بر خلاف آن، امر یا نهیی را كرده است آیا ما باید بپذیریم یا نباید بپذیریم؟ هان؟ بله باید بپذیریم! چرا؟ چون صحبت این است كه هر امری كه رسول خدا میكند عین مصلحت است. هر امری كه امام علیهالسّلام میكند، عین مصلحت است. وقتی كه عین مصلحت شد، اطاعتش واجب است. اما اگر امر نكند، باید به آن حكم كلّی عمل كرد. ولی وقتی كه امر میكند، یعنی بنابر اصطلاح اهل فن بر آن حكم كلّی شامل و عامّ، ورود پیدا میكند و او را كنار میزند. حتّی حكومت هم نه؛ بلكه ورود پیدا میكند، یعنی آن مصلحتی كه به واسطه آن تكلیف كلّی و به واسطه آن حكم كلّی مصلحت اقتضا میكرد كه من مكلّف هستم این فعل را انجام بدهم، آن مصلحت كنار میرود و برای من مصلحت دیگری میآید ما فوق آن مصلحت و وقتی یك امری دارای مصلحت شد، باید انسان انجام بدهد و واجب است.
- مثنوى دفتر سوم، ص ٤٩٢.
