
میزان علم اولیاء الهی
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
میزان علم اولیاء الهی
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
میزان علم اولیاء الهی
24اولًا: اوامر امتحانیه از نقطه نظر اثری كه بر او مترتّب است، با اوامر واقعیه فرق نمیكند. چرا؟ چون اگر در ذهن شخصِ برتر امرش امتحانی باشد تكلیف مخاطب نسبت به این قضیه با آن امر واقعی فرق نمیكند. چه تفاوتی میكند؟
این مولی در نیتّش این هست كه مكلف را امتحان كند. اما اگر مخاطب بداند كه امر مولی امرِ فرمالیته است و واقعیت ندارد، امتثال هم معنی ندارد. عمّه من هم میتواند این را انجام بدهد!! همه میتوانند انجام بدهند، هنر نكردهاند. وقتی میتوانند انجام بدهند، دیگر از امر امتحانی بیرون میآید و نقض میشود. میگویند این اوامر، اوامر امتحانیه است، اوامر امتحانیه باشد؛ آیا حضرت ابراهیم میدانست كه پروردگار امر امتحانی كرده است؟ او كه نمیدانست. اگر بداند كه هنر نكرده است. من هم میآیم چاقو برمیدارم و میبُرم. چون میدانم امتحانیه است. الخلیل یأمرنی و الجلیل ینهانی. چاقو به صدا در آمد كه خلیل به من میگوید ببُر، جلیل میگوید نبُر. اگر من هم بدانم، من هم بر میدارم هر روز صدمرتبه میكشم و خودم حضرت ابراهیم میشوم. ... قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً ... البقرة، ١٢٤ امام!! اگر اینطور باشد این امام، امام واقعی نیست. آن امامی كه میداند كه این اوامر فرمالیته است و این چاقو هم نخواهد برید، این امتثال نكرده است. حالا بر فرض كه این اوامر، اوامر امتحانی باشد، از نقطه نظر ترتّب اثر با امر واقعی هیچ تفاوت نمیكند. حضرت ابراهیم اگر میدانست كه این امر، امر امتحانی است و چاقو نمیبُرد، در این صورت كاری نكرده و هنری نكرده است. همه دنیا این كار را انجام میدهند. هنر نیست. بیا من هم این را بر میدارم اینجوری اینجوری میكشم. هان! من هم شدم ابراهیم! من هم شدم امام؟ وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ البقرة، ١٢٤ این كه نمیبرد، پس آن هم نمیبرد!!.
