
میزان علم اولیاء الهی
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
میزان علم اولیاء الهی
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
میزان علم اولیاء الهی
27وقتی پرده برداشته میشود، آدم میگوید عجب! دست خدا درد نكند! دست ولی خدا درد نكند. دست امام درد نكند. خوب شد كه آمد و به ماشین خورد، حالا اگر ماشین قر شده، درستش میكنیم، فدای سرمان. قضیه حضرت خضر هم اینطور است. حضرت خضر، یك مصلحتی را میداند، هم برای پدر و مادرش، هم برای خود این بچّه، اگر این بچّه بخواهد در دنیا بماند، پدر و مادر را به انحراف میكشاند و خودش هم بله!!. لذا حضرت میآید و جلوی این را میگیرد. صداش را هم در نمیآورد. حضرت خضر هم در میرود و الّا اگر باشد پدر و مادرش او را میگیرند و میكشند. میگذارد صاف در میرود. پدر و مادرش كه فردا میبینند ای داد ای بیداد! كدام فلان فلان شدهای دیشب آمده این ... داد بیداد، فحش، بی راه ... چون فردا میآیند و جنازه بچّهشان را میبینند! چه كسی با این بچه حساب و كتاب داشته، چه كسی با این دشمن بوده، چه كسی فلان بوده است. نفرین و لعن. حضرت خضر هم ایستاده هِر هِر میخندد! میگوید هرچه فحش میخواهید به ما بدهید! ما كه كارمان را كردیم. به واسطه اتّصال.
انشاءاللَه بقیه مسائل را برای جلسه آینده بگذاریم. اگر خداوند توفیق بدهد. تا كمكم بدانیم كه عجب مسائلی داریم، عجب مبانیای ما داریم، عجب معارفی داریم. آقا این مطالب همه در همین قرآن است، ما تا حالا به آن نگاه نمیكردیم. این مطالب، این مسائل همه در قرآن است. چطور یك طلاق دادن برای امام اشكال داشته باشد، امر به طلاق! سر بریدن بچّه را چه میفرمایید؟ چه ربطی اصلًا به آن دارد؟ این را طلاق داده است میرود یكی دیگر را میگیرد، آن هم میرود یك شوهر دیگری میكند. این به دنبال صفا میرود آن هم به دنبال صفا میرود. آن سرش را میبرد! او كه دیگر به جایی نمیرسد او دیگر تمام میشود! مسألهاش تمام میشود. مسألهاش تمام میشود. این چه ربطی به آن دارد؟ اینها مال چیست آقا؟ به خاطر این است كه ما دقّت نكردیم. در این مبانی تأمّل نكردیم. در این معارف تأمّل نكردیم. دین را سرسری پنداشتیم. خیال كردیم هرچه كه میفهمیم همین مطالب عادی و ظاهری است و از اینها تجاوز نكردیم. امشب خیلی از مسائل روشن شد. انشاءاللَه خداوند به ما توفیق بدهد فهم در دین پیدا كنیم و بصیرت در دین و در معارف دین و در مسائل پیدا كنیم تا اینكه آن عنایت الهیه، توسط صاحب مقام ولایت، بتواند ما را به همان نقطه مقصود برساند.
