میزان علم اولیاء الهی
15میشود. حالا كه مخلوق شد، پس علم پروردگار بر خود وجود أمیرالمؤمنین علیهالسّلام سبقت دارد. سبقتِ رتبهای دارد. نه سبقت زمانی. اصلًا زمانی در اینجا نیست، عرض كردم زمان یك امر اعتباری است، زمان اصلًا وجود ندارد. سبقت، یك سبقت رتبی است.
پس بنابراین قبل از اینكه پیغمبر صورت خارجی پیدا كند و عینیت خارجی پیدا كند، شریعتش را و همه تكالیفش را نوشتهاند. قبل از اینكه حضرت موسی از مادر متولّد شود، شریعت حضرت موسی همه نوشته شده است. دین حضرت موسی همه نوشته شده است. قبل از اینكه حضرت نوح بخواهد به دنیا بیاید، تكالیفش، شریعتش، چند سال عمر میكند، چه افرادی با او هستند، همه اینها نوشته شده است. بعد حضرت نوح كه به پیامبری میرسد چه كار میكند؟ از خودش تكلیف در میآورد؟ نه! آنچه را كه نوشته شده برای مردم بیان میكند. همین تمام شد! آنچه را كه قبلًا در علم عنائی حق ثبت شده است آن را برای مردم هر روز، هر ساعت، هر دقیقه بیان میكند. كار حضرت نوح این است، بیش از این نیست. حضرت موسی وقتی كه به پیامبری میرسد آن مطالبی را كه راجع به حضرت موسی است، به حضرت موسی القاء میشود. این القاء چیست؟ همان وحی است. در نفس این مسأله القاء میشود كه الآن باید این انجام بشود. این كه حضرت موسی در نفس خود این احساس را میكند، اسمش را وحی میگذارند. اسم این وحی میشود از كجا آمد؟ از آن لوح محفوظ. از لوح محفوظ میآید و در نفس حضرت موسی قرار میگیرد و حضرت موسی میآید آن را برای مردم بیان میكند. فردا كه از خواب بلند میشود میگویند این چهار تا تكلیف را بیا به مردم بگو. عصر كه میشود این مطلب را بگو. پیغمبر هم همینطور. وقتی كه به غار حرا میرود آن زمانی كه جبرائیل میآید و رسالت را ابلاغ میكند، آن موقع كنتور شروع میكند به نمره انداختن. اوّل نماز میآید. هنوز حرمت خمر نیامده است. اول نماز میآید، بعد روزه میآید، بعد یكی یكی، فعلًا تا سه سال شریعت باید پنهان باشد، دعوت باید دعوت در خفاء باشد، ابراز نباید باشد، اظهار نباید باشد، بعد وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ الشعراء، ٢١٤ میآید، باید این شریعت را برای مردم بیان كنی، میبینی یواش یواش، هر روز كه میگذرد یك ورق از این پرونده به ورقهای دیگر اضافه میشود. در امروز، این مطالب، فردا این قضیه، پس فردا این مطلب، ماه دیگر این. رسول خدا در هر وقت همانی را كه مشیت الهی اقتضا میكند، انشاء و ابراز آن را همان موقع میگوید. نه عقبتر، نه جلوتر. گرچه بداند.

