اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

میزان علم اولیاء الهی

14507
عنوان بصری
نسخه عربی

میزان علم اولیاء الهی

19
  •  فلان. هركسی در شناسنامه‌اش نوشته شده است. ولی برای وجود خدا، چه وقت و چه زمانی می‌توانیم مقدّر كنیم؟ یك میلیون سال پیش، یك میلیارد سال پیش، ده میلیارد، اینها برای همین چیزهایی است كه اطراف ما هست. میلیارد چیست؟ میلیون چیست؟ این‌ها كه چیزی نیست. اصلًا زمان معنی ندارد. خدا كه قدیم است. زمان، مترتّب بر امر حادث می‌شود. در مجردّات كه زمان معنا ندارد، این مربوط به مادّیات، آن هم اعتباری است.

  •  پس بنابراین ملاكِ برای متابعت از كلام رسول خدا، ملاك چه شد؟ مطابقت كلام رسول خدا با آن مصلحت واقعیه‌ای كه آن مصلحت واقعیه، عبارت است از رضایت پروردگار نسبت به این عمل. این عبارت مصلحت واقعیه می‌شود. و همین هم یك مسأله مهمّی است برای فضلا و أهل فضل و أهل اجتهاد و اهل استنباط كه بدانند در آنجایی كه مصلحت، برای خود انسان است در آنجاست كه تكلیف تعلّق می‌گیرد؛ اگر مصلحت نباشد، تكلیف تعلّق نمی‌گیرد. یا اینكه اگر بر خلاف مصلحت، مفسده باشد، در آنجا تكلیف به ایجاد تعلّق نمی‌گیرد. در آنجا تكلیف به انجام تعلّق نمی‌گیرد. تمام تكالیفی كه از ناحیه پروردگار به انسان تعلّق می‌گیرد، باید دارای مصلحتی باشد، چه در فعل، و چه در نهی نسبت به آن كه راجع به انسان است. لذا خدا نمی‌تواند یك فعلی را نسبت به انسان مقدّر كند كه آن فعل بر خلاف مصلحت باشد، در عین حال آن فعل، فعلِ ملزِمی باشد. این نمی‌شود. اگر خدا أمر به وجوب نمازِ دو ركعتی صبح می‌كند، حتماً در این دو ركعت باید مصلحت باشد. نه اینكه خدا بر اساس مصلحت افعال را تشریع می‌كند. نه نه؛ این غلط است. آنچه را كه مورد رضای پروردگار است، آن عین مصلحت است و مصلحت از فعل و اراده و مشیت پروردگار انتزاع پیدا می‌كند. چیزی جز اراده و رضایت پروردگار، خارج از ذات او متصوّر نیست تا اینكه اراده بر طبق او تعلّق بگیرد. و این بر خلاف اراده ما، و بر خلاف مصلحت اندیشی‌های ما هست كه اوّل باید آن مسأله خارجی و آن مصلحت خارجی و مفسده خارجی و آن قرائن و مسائل و جریانات را اوّل در نظر بگیریم، وقتی كه در ذهن به یك نقطه مطلوب رسیدیم، آنگاه تصمیم بگیریم. اما در ذات پروردگار، مطلب این‌طور نیست. آنچه را كه پروردگار امر می‌كند، عین مصلحت است. حالا پروردگار انسان را به هرچیزی و لو بر خلاف مصلحت، و لو بر خلاف توان می‌تواند امر كند، یعنی پروردگار بگوید باید شما هزار كیلومتر، هزارمتر، یك كیلومتر در هر روز بالا بپرید و مثل كبوتر پر بزنید پایین بیایید. می‌تواند یك همچین امری بكند یا نه؟ نمی‌تواند بكند! چرا؟ از قدرت ما خارج است. این امر از قدرت ما خارج است و او یك همچنین امری را نمی‌كند، و این امر از ناحیه پروردگار امر لغوی خواهد بود، عبث خواهد بود. تمام اوامری كه از ناحیه پروردگار به شخص تعلّق می‌گیرد، آن اوامر و آن نواهی باید اوامری باشد كه در تحت قدرت و توان مكلَّف باشد. اگر در تحت توان نباشد، نه خدا می‌تواند این امر را بكند، نه پیغمبر و نه امام و نه غیر از امام. چرا؟ چون توان نداده است. مثل اینكه خدا به یك مریض مفلوج بگوید كه بلند شو در حال استقامت نماز ایستاده بخوان! اوّل شفایش بده، حالا وقتی كه شفا پیدا كرد، بلند می‌شود و می‌خواند. تو كه شفایش ندادی، چطور از او توقّع داری؟ یك همچین چیزی می‌شود؟