میزان علم اولیاء الهی
21اصلًا متصوّر است؟ كه خدا به یك آدم علیل، به یك آدم بیهوش كه به او چاقو هم بزنند نمیفهمد، خدا بگوید كه بلند شو نماز بخوان! بلند شو روزه بگیر! این بیهوش است! چاقوش هم بزنی روی تخت اتاق عمل افتاده، هر بلایی هم سرش بیاوری، اصلًا متوّجه نمیشود. چطور میتواند الآن نماز بخواند. یگوید بلند شو دارد نماز عصرت قضا میشود! این بیهوش است! این خودش نمیفهمد، حالا بخواهد یك همچنین تكلیفی بكند.
خدا تكلیف به نماز را در حال بیهوشی از ما نمیخواهد. نه اینكه بعداً نباید قضا بكند. آن قضا برای تدارك یك مصلحت امر نیست. تدارك مصلحت مترتّب بر امر نیست. امر به معنای الزامی است كه عقاب بر آن مترتّب نیست. در محاكم عمومی روی آن حساب میكنند. این كه بنده میگویم دختر نُه ساله مكلّف نیست، به خاطر همین است. دختر نه ساله باید عروسك بازی كند. توپ بازی بكند. تعلّق امر به یك دختر نه ساله عبث است و لغو است. تكلیف نمیفهمد، تا اینكه مورد امر قرار بگیرد و مأمور واقع بشود. و همینطور مسائل بالاتر و همینطور جرائمی كه ممكن است حتّی افراد بالاتر از پانزده سال انجام بدهند، معلوم نیست كه اینها مورد تكلیف باشند. خیلی باید دقّت كرد. تكلیف و بلوغ، در هر موردی شرائط خاص خودش را دارد. پس بنابراین، یك آدمی كه بیهوش افتاده، آیا ممكن است ...؟ اشاعره میگویند بله ممكن است! خدا قادر است، و قدرت خدا اقتضاء میكند كه حتّی به فرد ناتوان هم تكلیف كند. این كه عبث است! این كه بر خلاف فطرت است. ما سؤال میكنیم اگر خدا آمد به یك آدم بیهوش امر كرد كه نماز بخوان اینكه نمیتواند نماز بخواند. اگر نمازش فوت شود، روز قیامت چه كار میكند؟ عذاب میكند؟ آنها میگویند بله عذاب میكند! عجب خدایی! عجب خدایی!
میگوییم: این با عدل خدا چگونه تطبیق میكند؟
میگویند: از خدا نباید حرف زد، كار وقتی كه به خدا میرسد آنجا دیگر ساكت. این دیگر خدا، خدا نشد!

