اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

میزان علم اولیاء الهی

14507
عنوان بصری
نسخه عربی

میزان علم اولیاء الهی

27
  •  كه واجب است انسان به فرد اعلم، در تقلید كردن و در مرجعیت بخواهد مراجعه كند. ظاهراً مرحوم آقا این مطلب مرحوم علّامه را در پاورقی كتاب امام شناسی‌1، آن‌طور كه یادم می‌آید آورده‌اند.

  •  ولی اگر دقّت كنیم، می‌بینیم كلام مرحوم علّامه خالی از اشكال نیست. چرا؟ چون كه ایشان می‌فرمایند: انسان در مراجعه به طبیب، آنقدر حسّاسّیت و وسواس نشان نمی‌دهد، باید ببینیم در چه بیماری، و در چه مرتبه‌ای از مرض و ناراحتی به طبیب مراجعه می‌كند. یك وقتی انسان سردرد دارد، احتمال می‌دهد از خستگی باشد، یا از زیاد خوردن باشد چون از زیاد خوردن هم آدم سر درد می‌گیرد، چون بالاخره این فشاری كه معده به دیافراگم وارد می‌كند، یكی از آثارش سر درد است از زیاد خوردن باشد، یا سردرد از سرماخوردگی باشد، هرچه باشد بالاخره به یكی مراجعه می‌كند یك وقتی نه، یك احتمالات دیگری است. سطح آن مرض فرق می‌كند و مرتبه آن مرض فرق می‌كند. كیفیت آن مرض فرق می‌كند. اگر فرض كنید رفت پیش آن طبیب، آن طبیب هم دستور عكس گرفتن داد و یك چیزهایی احتمال دادند، باز به دكتر سر كوچه مراجعه می‌كند؟ یا نه. آنجا می‌گوید متخصّص‌ترین فرد در قسمت مغز و اعصاب كیست؟ می‌گویند: باید توده و كانسر را از سر در بیاوری. آنجا دیگر نزد جراح عمومی نمی‌رود كه آقا بیا مغز من را عمل كن. بلند می‌شود نزد متخصصش می‌رود و می‌گوید فلانی متخصّص مغز و اعصاب است. می‌گوید نه، این كفایت نمی‌كند. من آن بالاتر را می‌خواهم. مگر غیر از این است؟ آیا مردم غیر از این عمل می‌كنند؟ همین است دیگر. این هم حرف مرحوم آقاست. و این كه مرحوم علّامه فرمودند باید دید در چه مواردی است؟ ما هم همین‌طوریم. همه همین‌طور هستند. انسان در مراجعه به یك فرد، به دنبال رفع نیازش این عمل را انجام می‌دهد. و نیازها هم متفاوت می‌شود. نیازِ در یك سطح كه نداریم، نیازها متفاوت است. سطح نیازها فرق می‌كند. شما یك وقتی می‌خواهید ده هزار تومان، صدهزار تومان از یك بانك بگیرید، از همین بانك سر كوچه هم می‌توانید بگیرید. یك وقتی نه، می‌خواهید صد میلیون بگیرید، می‌گویند: به آن بانك بالاتر باید مراجعه كرد. یك وقتی می‌خواهید از یك بانك صد میلیارد بگیرید! هان؟! آنجا دیگر بانك سركوچه و داخل خیابان نیست. آن باید به مركز مراجعه كنید و هرچه هست دربیاوری و ببری. جا به جا دارد؛ باید ببینی نیاز تو چقدر است. اگر نیازت به صد هزارتومان برآورده می‌شود، همین سر كوچه‌ای هم كافی است! اگر نیازت بالاتر است اگر نیازت حد ندارد ماشاءاللَه! مثل اطلاقیت حق، نیاز تو هم حدّی ندارد! اطلاق دارد، آنوقت چه كار باید بكنید؟ دست به دامن كرام الكاتبین بشوید! این مسأله هم همین‌طور است. میزان نیاز فرد در معالجه متفاوت است. سطح‌های متفاوتی دارد. مسأله سپردن دین و دنیا، دنیا و آخرت به دست یك شخص، این دیگر یك سردرد نیست. مرحوم آقا این را می‌خواهند به علّامه طباطبایی بفرمایند. كه وقتی شخصی می‌خواهد از مجتهدی تقلید كند، دین و دنیای خودش را به او می‌سپارد. این دیگر سردرد نیست كه برود سر كوچه دوتا استامینوفن و بروفن بگیرد و كارش تمام بشود. این مسأله، مسأله حیاتی است، مسأله مرگ و زندگی است، مسئله خسارت و فلاح‌

    1. امام شناسى، ج ٣ ص ١١.