
میزان علم اولیاء الهی
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
میزان علم اولیاء الهی
6وحی یعنی چه؟ إخبار از ما وقع، إخبار از آنچه كه در عالم لوح و قلم، مشیت پروردگار آنها را امضا كرده است. قبل از اینكه خدا پیغمبر را خلق كند، شریعت پیغمبر را خداوند تضمین كرده است، چرا؟ چون صفات و اسماء لازمه پروردگار، جزو لوازم ذاتی ذات است و لازمه ذاتی ذات، منفك از خود ذات نیست. تا وقتی كه خدا، خدا بوده، عالِم هم بوده. تا وقتی كه خدا، خدا بوده، قادر هم بوده. تا وقتی خدا، خدا بوده، حی هم بوده. تا وقتی خدا، خدا بوده، مدرِك بوده، شاعر بوده ...
این كه ما میگوییم تا وقتی خدا، خدا بوده، وجود خدا و حیات خدا، مقدّم است بر حیات رسول اللَه، و بر وجود رسول اللَه یا اینكه نه. آیا وجود رسول اللَه و وجود پروردگار و حیات پروردگار نعوذباللَه در عرض هم هستند؟ نه اینطور نیست. وجود رسولاللَه، مخلوق ذات است، وجود رسولاللَه زائیده ذات است، وجود رسولاللَه، معلول اسماء لا یتناهی ذات است، پس بنابراین ذات پروردگار تا وقتی كه بقاء داشته است در بینهایت و اطلاق، علم او هم همراه با ذات، و قدرت او هم همراه با ذات در بی نهایت وجود داشته است.
آیا شده كه یك طفلی از شكم مادر متولّد بشود و در عین این كه چشمش نگاه میكند و گوشش هم میشنود در عین حال مرده باشد؟ اینكه با یكدیگر منافات دارد چون اگر چشمش را باز و بسته كند دلالت بر حیات میكند. ممكن است یك بچهای از شكم مادر مرده به دنیا بیاید، او دیگر چشمش را باز نمیكند، او دیگر گریه نمیكند؛ او دیگر عكس العملی نشان نمیدهد. اما اگر همین كه این بچه از شكم مادر متولد شد، و شما هم دیدید او گریه كرد، او عكس العمل تكان داد، او دستش را نشان داد، حكایت از این میكند كه همراه با این تولّد دارای حیات بوده، دارای قدرت بوده، و دارای اراده بوده. البتّه منظور همان اراده فعلی است، نه اراده فاعلی. حركت ممكن است حتّی بدون خواست باشد. نمیشود بچّهای مرده به دنیا بیاید و این كارها را هم انجام بدهد. آیا ممكن است ذات پروردگار در یك وقتی وجود داشته باشد و این ذات علم نداشته باشد؟ این محال است. یا قدرت نداشته باشد؟ محال است. بر اساس علم و قدرت، قدرت مطلقه، علم مطلق، حیات مطلق، آثاری از این ذات به بیرون از ذات، بیرون نه به عنوان انفكاك، بلكه به عنوان مرتبه ما دون، نه مرتبه هوهویت كه مرتبه خود ذات است كه از او تعبیر به مرتبه أحدیت میكنیم، اشتباه نشود، بعضیها مرتبه احدیت را ما دون مرتبه ذات و مرتبه هوهویت تلقی كردهاند و اطلاق اسم احد را بر ذات پروردگار، اطلاق بر مرتبه مادون ذات تصوّر كردند، مثل واحدیت. ولی همانطوری كه بنده یك تذكرّی در كتاب افق وحی دادم (یا در كتاب توحید علمی و عینی در آنجا مطلبی داشتم) در آنجا عرض كردم كه مرتبه أحدیت، مرتبه مادون ذات نیست بلكه مرتبه عینیت ذات است و با هوهویت یكی است و هیچ تفاوت نمیكند. ولی مرتبه واحدیت فرق میكند و آن مرتبه اسماء و صفات است و بروز اسماء و صفات در عالم خارج است. پس ذات پروردگار در مرتبه احدیت در عین آن مرتبهای كه بوده است دارای علم بوده است.
