جایگاه تسلیم در سیروسلوک
11حساب بیاورم من آدم نیستم! من انسان نیستم! چرا؟ وقتی كه پای امام میآید وسط كار؛ تمام!! هیچ دیگر وجود ندارد، و این نه تنها نسبت به من، نسبت به دكتر و پزشك هم همینطور است، وقتی امام علیهالسّلام یك پزشك، یك طبیب، حتّی یك طبیبی كه پنجاه سال سابقه پزشكی دارد، خیلی خوب در همه چیز، در مسائل داخلی و متخصّص و فلان، همه به جای خودش محفوظ، امّا وقتی كه با امام علیهالسّلام ملاقات میكند، با امام برخورد میكند چه حالتی باید داشته باشد؟ من طبیبم! من پزشكم! من این همه سابقه دارم، من این همه ... اینطور باید برخورد كند؟ یا نه، هر چیز تا به حال بوده است یك دیلیت (حذف) میكند و تمام شد؟ صاف، صفر، صفر شدی؟ «سلام علیكم، یا ابن رسول اللَه چه میفرمایید؟ حضرت میفرمایند: «برو این را بخور!» میگویی من پزشكم، این برایم خوب نیست؟! این را میگویی؟! یا نه دیگر، این برایم خوب نیست برای چه زمانی است؟ برای غیر از وجود امام علیهالسّلام است، امام را اگر ندیدی، بسیار خوب، این برایم بد است، این برایم خوب است، این دوا مضر است، این دوا مفید است، برای چه زمانی است؟ زمانی كه ما به امام دسترسی نداریم، وقتی به امام دسترسی نداریم همه این مسائل هست.
بنده به جای خودم هستم، شما هم به جای خودتان هستید، آنهم به جای خودش است، دیگری هم به جای خودش، همه چیز در جای خودش ثابت، استوار و پابرجا است، همین كه شما آمدید با امام معصوم (دیگر حالا مجبوریم هی معصومش را هم بگوییم!!!) آمدید شما صحبت كردید، برخورد كردید، دیگر چه شد؟ تمام، پاك، كاملًا آن چیزی كه هست میرود كنار، یعنی چه؟ یعنی این تفكّر من، این علم من، این معرفت من، این شناخت من، مرا به این نقطه رسانده كه اصل این است.
میگویند: «اطاعت از امام واگذاری عقل است و واگذاری عقل یعنی اینكه انسان از انسانیت سقوط میكند، انسان كه عقلش را نمیتواند كنار بگذارد، انسان كه اختیارش را نباید از دست بدهد، خداوند به انسان اختیار داده است، عقل داده است، اراده داده است»، اگر عقل و اختیار و اراده داده است، چرا برای مرضت پیش دكتر میروی و به نسخه او ترتیب اثر میدهی؟ چرا به اختیار خودت نمیروی دواخانه و دوا بگیری؟ مگر خداوند به تو عقل و اختیار نداده؟ بگو بیخود نسخه داده! او گفته كه برو دیازپام بخور و بنده میروم به جای آن اگزازپام میخورم! درست نقطه مقابل، فرض كنید او گفته برو دوای معده بخور، بنده تشخیص میدهم كه نخیر، دوای معده به درد من نمیخورد، بنده بروم یك مقدار دوای قلب بخورم، دوای فشار خون بخورم و این چیزها كه خود ما هم میخوریم.

