جایگاه تسلیم در سیروسلوک
17همان نواب اربعه، كه اولی آنها عثمان بن سعید، و بعد محمد بن عثمان، و بعد حسین بن روح و آخری هم علی بن محمد ثمُری بودند، این چهار نفر نواب خاصّ امام علیهالسّلام بودند، یك وقت تصوّر نكنید حالا اینها از همه افراد بالاتر بودند، در زمان امام علیهالسّلام بالاتر از اینها هم بودند، منتهی حضرت صلاح ندیدند بر اینكه وساطت خود را توسط آنها قرار بدهند، صلاح حضرت بر این بوده كه توسط این چهار نفر باشد، این دلیل بر بالا بودن مقام اینها نیست، ممكن است اولیای خدایی در آن موقع بودند كه بایستی پنهان باشند، مخفی باشند و مختفی باشند، صلاح بر این نبود، صلاح مملكت خویش خسروان دانند؛ خود امام علیهالسّلام خودش میداند چه شخصی را واسطه كند و چه شخصی را واسطه نكند.
خب این چهار نفر بودند افراد میآمدند نامه مینوشتند به اینها، اینها نامه را در یك مكان خاصّی میگذاشتند، فردا صبح نامه را بر میداشتند میدیدند حضرت جوابش را زیر نامه نوشتهاند! در چه سنی؟ پنج سالگی، غیر از این است؟ همه هم [این وقایع] را نوشتهاند. حالا انسان در قبال این طفل پنج ساله، با این كیفیت، آیا اگر انسان اجتهاد داشته باشد باید اجتهاد خودش را به حساب بیاورد؟ اگر مرجع باشد باید مرجعیتش را به حساب بیاورد؟ اگر اهل فلان فن باشد باید آن را به حساب بیاورد؟ این دیگر میرود در یك افق دیگر، میرود به یك فاز دیگر، این میرود در یك رتبه دیگر، آنجا دیگر اشراف به واقع است، نه ورق زدن وسائل و رسائل و مستدرك و اینها، وقتی شما با امام علیهالسّلام برخورد میكنید یعنی با خدا برخورد كردهاید! تمام شد. «فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ».1
در جلسه قبل عرض كردم اگر خدا نعوذ باللَه مجسّم بشود و بیاید پایین همین خدایی كه شریعت را تشریع كرده، دین را تشریع كرده، قوانین را آورده، توسط ملائكه خودش بر انبیا وحی كرده است، بر پیغمبر ما وحی كرده است، همین خدا كه وحی كرده، بیاید بگوید تو الان نماز را اینطور بخوان، شما به خدا چه میگویید؟
- سوره يونس (١٠) آيه ٣٢

