جایگاه تسلیم در سیروسلوک
19مینواخت، اشارهای، بارقهای، نفحهای، ما را به یك مسئلهای آشنا میكرد، اگر امام علیهالسّلام این مطلب را بفرماید آیا میشود با آنچه را كه از ناحیه خدا بیواسطه به ما القا میشود مخالف باشد؟ محال است! محال است! تناقض پیش میآید، پس این دیگر امام نیست، فردی مثل افراد دیگر است، حالا فقط یك مقدار علمش بیشتر است، حالا یك چیزی شده، یك قضیهای شده و حالا یك مقدار علمش بیشتر است، این دیگر امام نمیتواند باشد. امام كسی است كه وقتی صحبت میكند، خدا صحبت كرده است. امر میكند، خدا امر كرده است، نهی میكند، خدا نهی كرده است. لذا وقتی امام یك حرف میزند آیا ما میتوانیم اصلًا فكر كنیم خب برای چه گفته؟ چرا اینطور است؟ دلیل ندارد! فایدهای ندارد! وقتی میگوید بكن، تمام شد، این كاری كه میخواهی انجام بدهی چه مصلحتی پشتش است؟ به ما مربوط نیست! برای چه این حرف را زده؟ به ما ربطی ندارد، پیغمبر میگوید پنجاه نفر بالای تپّه در احد بایستند، تا من نگفتم پایین نیایند، آیا گفت وقتی دیدید لشكر دشمن شكست خورده پایین بیایید؟ نگفت، دیگر این حرف را نزد، به تو چه مربوط است كه پیغمبر برای چه گفته است شما بالای تپّه بایستید؟ گفته بایست، بایست دیگر، تمام شد.
نخیر، پیغمبر كه این را گفته است برای این گفته است كه تا وقتی این مشركین در اینجا هستند، و همین كه اینها هزیمت كردند دیگر مسئله تمام میشود، حالا كه تمام شد، دارند غنائم را تقسیم میكنند، زود بیا پایین كه به آن نتیجه برسی و غنیمت از دست نرود، توبره خر از دست نرود! زین اسب از دستت نرود! افسار الاغ از دستت نرود! برای اینها آمدند پایین دیگر و پیغمبر را به آن روز انداختند، چرا آمدی پایین؟ وقتی كه پیغمبر گفته بایست، به تو چه مربوط است كه برای چه گفته بایست؟ پیغمبر فرموده: «بایست تا زمانی كه من میگویم، تا وقتی كه من بگویم». اینجاست كه ما میفهمیم كه مكتب تشیع، مكتب امامت، خط قرمز ندارد. خط قرمزش به خود امام علیهالسّلام میرسد. به خود امام، پایینتر از امام، خط قرمز ندارد. لذا اگر یاد رفقا باشد در سنوات گذشته در بیان جریان جنگ صفین آنجا كه وقتی پیغام أمیرالمؤمنین علیهالسّلام به مالك اشتر رسید كه برگردد، اگر یادتان باشد عرض كردم با تمام احترامی كه ما نسبت به جناب مالك اشتر داریم و امید به شفاعت مالك اشتر داریم، او شیعه خالص أمیرالمؤمنین بود، مو لای درزش نمیرود، مالك اشتر اینطور بود، خوشا به حالش! و همه ما امید به شفاعتش داریم، همه ما امید به انفاس قدسیه او از آن عالم، برای خودمان داریم، همه ما بلاإستثناء، آن فداكاریهایی كه او میكرد كجا امثال ما میتوانیم بكنیم؟ آن رشادتها، آن از خودگذشتگیها، آن مالك اشتر كه فانی در علی بود، فانی بود. خودش را فنای در أمیرالمؤمنین علیهالسّلام كرده بود، كجا ما میتوانیم در تخیل خودمان و در توهّم خودمان بیاوریم كه تصوّر كنیم آن مراتب و آن مراحلی را كه خداوند نصیب او كرده بود؟ خدا او را بیشتر از نعمت ولایت متنعّم كند و همه شیعیان أمیرالمؤمنین علیهالسّلام را.

