اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه تسلیم در سیروسلوک

14230
عنوان بصری
نسخه عربی

جایگاه تسلیم در سیروسلوک

21
  •  حالا ما وقتی كه به قضیه نگاه می‌كنیم، اگر بخواهیم جسارت بورزیم و جرأت به خرج بدهیم، وقتی پیغام أمیرالمؤمنین به مالك رسید، مالك گفت: «یا علی! یك ساعت به من مهلت بده» گفتم: نه! این را نباید می‌گفت! این را نباید می‌گفت، با تمام این مراتب با همه این مسائلی كه راجع به حضرت مالك اشتر ما در نظر داریم، اگر میثم تمّار بود نمی‌گفت! اگر حبیب بن مظاهر بود نمی‌گفت! سلمان اگر بود نمی‌گفت، درست شد؟ اینها همه مراتب خودشان را دارند، شما خیال نكنید افرادی كه در كربلا در ركاب سیدالشهدا علیه‌السّلام به شهادت رسیدند، همه در یك مرتبه بودند، نه! همه آنها به آن مرتبه وجودی خودشان در خیمه امام حسین علیه‌السّلام نائل شدند! «فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ»1 امّا از نقطه نظر سعه وجودی هر كدام از آنها جایگاه خودش را دارد.

  •  حبیب بن مظاهر جایگاه خودش را دارد، مسلم بن عوسجه ...، در عین اینكه همه آنها غرق رحمت الهی هستند، آن‌چنان مست انوار و نفحات و رحمت الهی هستند كه اصلًا در تصوّر ما هم نمی‌آید! ولی آیا حبیب بن مظاهر با حر یكی است؟ با مسلم بن عوسجه یكی است؟ با عابس بن شبیب شاكری یكی است؟ مرحوم آقای حدّاد رضوان اللَه علیه و هم‌چنین مرحوم آقا می‌فرمودند كه ما در بعضی از روایات داریم‌ «لا يجدون أ لم مس الحديد»2 یعنی اینها در یك موقعیتی بودند كه اگر به آنها تیر می‌زدی، نمی‌فهمیدند. آدمی كه آمپول بی‌حس‌كننده به او می‌زنند، بعد اگر به او سوزن بزنند، چاقوی جرّاحی بكشند، نمی‌فهمد.

  •  یكی از رفقا می‌گفت آپاندیس مرا می‌خواستند عمل كنند، بیهوشم نكردند، همان نقطه از بدن مرا بی‌حس كردند. می‌گفت من هر چه به خودم فشار آوردم كه آن موقعی كه می‌خواستند تیغ را بزنند بفهمم، نفهمیدم، نفهمیدم كی شكم را باز كردند، چون بی‌حس می‌كنند دیگر و بیمار نمی‌فهمد.

  •  درباره اصحاب سید الشهدا علیه‌السّلام داریم كه: «لا يجدون أ لم مس الحديد!» اینها اصلًا این ضربه شمشیر را احساس نمی‌كردند، درد از تألم تیر و سنگ و نیزه و اینها را احساس نمی‌كردند. ایشان می‌فرمودند: «این راجع به عابس بوده است، عابس در روز عاشورا یك هم‌چنین حالی داشته است. تیر می‌زدند، نمی‌فهمیده است، فانی بود. در بعضی از حالات برای انسان این مسئله پیدا می‌شود كه نفس وقتی كه تعلّقش از بدن سست بشود و كم بشود، تألمی كه وارد به بدن بشود، نفس نمی‌فهمد. برای خیلی از افراد پیدا می‌شود، عابس در عاشورا این بود ولی حبیب بن مظاهر می‌فهمید، حالا عابس بالاتر است؟ نه! حبیب بالاتر بود، او برگشته بود، ولی عابس هنوز در فنا بود، خب حالا اینها دیگر بماند.

    1. سوره قمر (٥٤) آيه ٥٥
    2. قسمتى از روايت امام محمدباقر عليه‌السّلام است كه در بحارالانوار جلد ٤٥، صفحه ٨١ آمده است