اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه تسلیم در سیروسلوک

14230
عنوان بصری
نسخه عربی

جایگاه تسلیم در سیروسلوک

23
  •  علیه‌السّلام، اینها فرق داشتند، اینها دارای این موقعیت‌ها بودند. در اصحاب أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام هم همین‌طور بود. در آن هم مسئله همین‌طور بوده است.

  •  حال در مقام قضاوت، با این فلسفه و با این منطقی كه توضیح داده شد، اگر ما به جای مالك اشتر بودیم (ولی سخت است، سخت است. سرسفره حلوا و برنج زعفران قائنات كه نبوده، مالك، هزار تیر به او خورده، هزار شمشیر به او خورده، حالا كه دارد به نتیجه می‌رسد، می‌گوید: «یا علی یك ساعت دیگر به من مهلت بده». اصلًا مگر شما می‌توانید قبول بكنید؟ مگر می‌توانیم تصوّر كنیم؟! یعنی دیگر با تمام رنج‌ها، خون دارد از سرش می‌آید، از دستش و از بدنش دارد خون می‌آید، در یك هم‌چنین موقعیتی ...، خدا هم گاهی اوقات این‌طوری می‌كند، می‌گذارد، می‌گذارد، همان موقعی كه دیگر ذهن و نفس و فكر و عقل و احساس مسئولیت و اینها همه به یك سمت متمركز می‌شود، همان موقع می‌آید یقه را می‌گیرد، ده دقیقه مانده، پنج دقیقه مانده، یك ساعت مانده، می‌آید همان جا یقه را می‌گیرد، برگرد!) اگر ما بودیم، البته با این فلسفه، و الّا اگر ما بودیم اصلًا جنگ نمی‌رفتیم، بی‌خود خودمان را جای مالك نگذاریم. خودمان را داریم تحویل می‌گیریم! «فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ»1 بلند شو برو، ما همین جا می‌نشینیم، خیلی خوب است انسان در خانه‌اش بنشیند! به همه بگوید بلند شوید بروید! خیلی راحت است! من هم بلدم! نه تشریف ببرید، ثواب دارد، بهشت است، بهشت برای خودت باشد! بیا برو به جنگ ....

  •  خلاصه اگر ما به جای مالك بودیم با این فلسفه و با این احتجاج و با این زمینه أمیرالمؤمنین می‌فرمود: «برگرد»، چه می‌كردیم؟ صاف صاف برمی‌گشتیم، باید برگردیم دیگر. یا علی صبر كن یعنی چه؟ مهلت بده یعنی چه؟ یك ساعت مانده یعنی چه؟ اصلًا أمیرالمؤمنین می‌فرمایند كه من نمی‌خواهم معاویه را بكشی، چه می‌گویی؟ حالا دیگر این را این‌طور نمی‌گوید، ولی می‌گوید برگرد. حالا این كه یك ساعت مانده، من این را می‌گویم اگر مالك به خیمه معاویه رسیده بود، این بدتر می‌شود دیگر، خیلی مشكل می‌شود دیگر، همین كه شمشیر را بالا برده تا پایین بیاورد و دیگر مسئله تمام بشود، همین كه بالا برده، یك‌دفعه یك نفر از پشت سر می‌گوید آقا بایست! علی، الان پیغام داده برگرد! دم شتر به زمین می‌رسد! ولی اگر از اول، ما این حساب‌ها را كرده باشیم، از اول این معادلات را كنار هم چیده باشیم، از اول، یعنی همین الان كه من دارم صحبت می‌كنم، اینها را بیاییم اجرا كنیم، عملی‌اش كنیم، كاربردی‌اش كنیم، راهبردی‌اش كنیم، دستوراتی كه بزرگان داده‌اند، این مطالب تاریخ نیست، سیره عملی است كه من و شما باید انجام بدهیم. حالا كه جنگ صفینی نیست، ولی چیزهای دیگری كه هست، جنگ صفین الان نیست ولی هر روز یك قضیه هست، هر روز یك مسئله هست. برای همه هم پیش می‌آید. با توجه به این قضیه چه باید بكنیم؟ برگردیم، أمیرألمؤمنین گفته است نزن، برای خودش هم اتّفاق افتاده، می‌گوید: «خیال نكن بنده خدا من فقط این‌طورم كه به شما بیایم این را بگویم و آن را بگویم، خودم هم عمل می‌كنم». در جریان آن هم‌پالكی معاویه، عمرو عاص، در جریان عمرو عاص مگر

    1. سوره المائده (٥) آيه ٢٤