جایگاه تسلیم در سیروسلوک
29در انجام دادنش نمیكنم، چه كسی این حرف را میزند؟ قضیه سید علی شوشتری یادمان نرود. چه كسی این حرف را میزند؟ كسی این حرف را میزند كه در آن وقت اعلم علمای نجف بوده است بنا بر اعتراف همه! كسی این حرف را میزند كه در فلسفه و در عرفان صاحب نظر بوده است! كسی این حرف را میزند كه چهارده سال در خدمت بزرگانی مثل علّامه طباطبایی و مرحوم انصاری و مرحوم سید جمال گلپایگانی و بزرگان دیگر ارتباط داشته است، با آنها حشر و نشر داشته است، مثل بنده كه نبوده! یك همچنین شخصیتی، وقتی به این مرد بزرگ و به استادش این را مطرح میكند، آیا ایشان مجتهد نبوده؟ تا بگوید حالا این دستوری را كه او میدهد این دستور را بر كتاب اللَه عرضه بداریم! بر سنت رسول اللَه عرضه بداریم!. بالاخره من كه مجتهد هستم، من كه سالیان سال پیش بزرگان، پیش اساتید مبرز و درجه یك درس خواندم، من كه بر احادیث وارد هستم، باید نسبت به مطالبی كه ارائه میشود تأمل كنم، تحقیق كنم، مطالبش منافات با كتاب اللَه نباشد؟ آیا مطالبش منافاتی با سنت ندارد؟ آیا مطالبش منافاتی با احكام تكلیفیه ندارد؟ اگر نداشت، بسیار خوب! آنموقع اطاعت میكنم. امّا اگر مطالبش منافات داشت، در آن صورت با عرض معذرت، حالا با یك احترامی، با یك ادبی، میگوید: «حالا إنشاءاللَه چشم، بسیار خب روی این مطالب فكر میكنم، در خدمتتان هستم و ....» اینطور بوده؟ یا نه همانطور كه سید علی شوشتری وقتی آن جناب جولا به او گفت: «بساطت را جمع كن، برو»، دیگر تأمل نكرد. تو باید به نجف بروی و روزی تو را در نجف حواله دادهاند. او دیگر نگفت چیست و چرا، فهمید مطلب سروش غیب است. همانطور شما نگاه كنید، ببینید مرحوم آقا میگویند شما مطالبی را بگویید با آن مثالی كه خدمتتان عرض كردم قبلًا. «شما اگر بگویید این را بخور، من بلاتفكّر و بلالحظه درنگ، من این لیوان را میخورم، من این كار را انجام میدهم».

