جایگاه تسلیم در سیروسلوک
3میكردیم و این مطلب به چشم میخورد.
به طور كلی صحبت در این است كه وقتی شخصی دست تسلیم و اطاعت به سمت یك ولی الهی یا امام علیهالسّلام دراز میكند، خود را در تحت اختیار آن فرد قرار میدهد. درتحت اختیار قرار دادن به معنای سپردن اختیار و اراده به آن شخص، امام علیهالسّلام یا آن ولیای كه متّصل است و كلام و رفتار او از نفس ملكوتی امام نشأت میگیرد نه اینكه هر كسی كه صرفاً ظاهری بیاراید و كلماتی سر هم تركیب كند و جملاتی نیكو تحویل مردم دهد و عباراتی از این طرف وآن طرف گرد آورد و حكایت و داستانی برای گرمی مجلس و برانگیختن احساسات و خشنودی افراد بیان كند و از كلمات بزرگان برای رونق مطالب خود بهره ببرد، بسیاری از اینگونه افراد اینها نه تنها بویی از معرفت وعرفان نبردهاند بلكه چه بسا كه اصلًا مخالف با این مسیر و راه هستند.
بنده خودم شاهد بودم در زمان سابق یكی از افرادی كه شخص فاضلی هم بود در ایام عاشورا و حتّی در برخی از ایام دیگر در مسجد قائم ایشان صحبت میكردند، حرفهای خوبی هم میزدند ولی خب با این مسائل عرفانی و فلسفی سر ناسازگاری داشتند، ولی ایشان در جای جای منابر خودشان از اشعار مولانا جلال الدّین رومی برای تأیید مطالب استفاده میكردند و با صدای بلند این اشعار را میخواندند، خب اگر این آدم، آدمِ منحرفی است چرا شما اشعارش را میخوانید؟ اگر این آدم آدمی است كه نباید مورد توجّه قرار بگیرد، چرا نقل محافل شما این اشعار حضرت مولانا و مثنوی معنوی اعلی اللَه مقامه و قدّس اللَه سرّه است؟! از كجا؟ از یك طرف ما میآییم و نسبت به این بزرگان اسائهی ادب میكنیم، جسارت میكنیم، جرأت به خرج میدهیم، از طرف دیگر برای تأیید مطالب و گرمی مجالس از اشعار و بیانات آنها استفاده میكنیم! این تناقض است.

