
جایگاه تسلیم در سیروسلوک
جایگاه تسلیم در سیروسلوک
30مگر این شخصی كه این حرف را میزند مجتهد نبوده؟ بوده و اعلم از همه هم بوده است! مگر این شخص دارای مبانی نبوده؟ مگر اطّلاع بر فلسفه و عرفان نظری نداشته؟ همه اینها را داشته ولی همه اینها تا كی است؟ گفتم، تا وقتی كه این آقا جلویش نباشد، تا وقتی كه این فرد در مقابلش نباشد، بله، تا وقتی كه این فرد نباشد بسیار خب، از علوممان استفاده میكنیم و تكلیف هم همین است. حالا یا اشتباه میكنیم یا نمیكنیم، اگر اشتباه كنیم، خدا میبخشد، امام میبخشد چون ما جائز الخطا هستیم. اشتباه هم نكردیم، خب نكردیم دیگر.
تا وقتی این حالت نیست باید از اصولم بهره بگیرم، از فقهم باید بهره بگیرم، از ادبیاتم باید بهره بگیرم، از تاریخم باید بهره بگیرم، از مدركاتم و از تجربهام باید بهره بگیرم ولی وقتی پای این حالت آمد، دیگر تمام، اینها رفت كنار! تمام شد! چون فرض این است كه نفس او متّصل به قدس است. دیگر تمام شد؛ مثل اینكه امام علیهالسّلام بگوید: «آقا بیا برو این كار را بكن» وقتی كه فرض كنید امام بگویند: این لیوان آب را شما بخور، بنده در گمانم این است كه این لیوان نجس است، میگویم آقا شما میدانید؟ اطلاع دارید؟! شما تازه تشریف آوردید اینجا! بنده قبلًا اینجا بودهام، احساس میكنم این متنجّس شده باشد. شما تازه آمدید، اطّلاع دارید؟ باید این را بگویم؟ تا میگوید بخور، تمام شد دیگر، هر چه میخواهد باشد. به من چه مربوط است؟ به من چه ربطی دارد؟
آن اطّلاع من برای چه زمانی است؟ وقتی این نباشد، تجربه من برای چه زمانی است؟ وقتی امام
