
جایگاه تسلیم در سیروسلوک
جایگاه تسلیم در سیروسلوک
33است، حالا آن عمل، یا زناست یا ... هر چه هست، این چیزهایی كه موجب قتل است. این كه كاری نكرده، ابی بكر رفت، دید دارد نماز میخواند، برگشت گفت: «یا رسول اللَه این دارد نماز میخواند». چرا نكشتی؟ «دیدم دارد نماز میخواند» آدم نمازخوان را كه نمیكشند. حضرت فرمودند به عمر، «تو بلند شو، برو و او را به قتل برسان». او هم مثل همان همپالكیاش بلند شد رفت آنجا و نگاه كرد دید طرف دارد نماز میخواند، برگشت «یا رسول اللَه! او دارد نماز میخواند، من چطور آدم نمازگزار و مصلّی را به قتل برسانم؟ حضرت به أمیرالمؤمنین فرمود: «تو برو او را بكش، یا علی!» حضرت رفت، دید طرف رفته است، بعد حضرت فرمود:" اگر این به قتل میرسید، دو نفر بعد از من اختلاف نمیكردند!"
این همان ذوالثدی بود كه تمام غائله نهروان زیر سر این آدم بود، یك منافق عجیبی بود. جاهایش را عوض میكرد، میرفت بیرون مدینه، میآمد در مدینه، گاهی بود، گاهی نبود؛ اصلًا یك فتنهگر عجیبی بود. خب، اینها باید به پیغمبر بگویند كه یا رسول اللَه! این كه هنوز كاری انجام نداده چرا میگویی بكشیدش؟ در حالیكه كسی نمیتواند یك همچنین حرفی بزند. پیغمبر میفرماید: «برو بكش.» باید بروی بكشی. امام صادق علیهالسّلام نشستهاند، آن مرد خراسانی میآید (این را كه همه نقل میكنند) میگوید: «یا ابن رسول اللَه! الان شیعیان شما منتظرند، آمادهاند برای قیام و ...» حضرت میفرمایند: «شیعیان ما آماده برای قیام هستند؟ بسیار خب، فلانی! بلند شو بیا آن تنور را آتش كن، بلند میشوند میآیند و آن تنور را آتش میكنند، این آتش همین طوری میرود بالا، حضرت به او میفرمایند: بلند شو برو داخل این تنور!
چرا این شخص به حضرت اعتراض نكرد كه یا ابن رسول اللَه چرا داری مرا به كشتن میدهی؟ میخواهی مرا جزغالهام كنی؟! چرا به حضرت اعتراض نكرد؟ این حكم شما بر خلاف حكم اسلام است، البته اعتراض كرد، منتها نه اینطور این حكمی كه الان شما میكنید بر خلاف حكم اسلام است، آیه قرآن میگوید «وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» خودتان را به هلاكت نیندازید، شما الان به من میگویید، بروم آنجا جزغاله بشوم! این شخصی كه الان به امام علیهالسّلام میگوید یا ابن رسول اللَه! از جان ما چه میخواهی، برداشت گفت: «از ما یكی دست بردار و نمیدانم كوتاه بیا و ...» اگر بداند كه میرود در تنور و آتش او را نمیسوزاند كه نمیآید به امام اعتراض بكند؛ خب بلند میشود میرود، ما هم باشیم میرویم.
