
جایگاه تسلیم در سیروسلوک
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
جایگاه تسلیم در سیروسلوک
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
جایگاه تسلیم در سیروسلوک
10خب آیا رفتن پیش امام علیهالسّلام و اطاعت از امام علیهالسّلام از یك پزشك كمتر است؟ از رجوع به یك مجتهد كمتر است؟ وقتی كه انسان پیش امام علیهالسّلام میرود یعنی چه؟ یعنی بنده عقلم، اختیارم و فهمم و بصیرتم و معرفتم مرا به اینجا رسانده است، كسی دیگر را نرسانده است؛ ارتباط به من ندارد، كسی دیگر این معرفت و بصیرت را ندارد، ربطی به من ندارد، خودم هستم و تكلیف خودم و عقل خودم و اختیار خودم، به كس دیگری هم كاری ندارم، ها! مگر بعد از پیغمبر چند نفر آمدند دور أمیرالمؤمنین؟ سه تا چهار تا دیگر! بقیه كجا رفتند؟ رفتند جاهای دیگر، خب بروند، چه ایرادی دارد؟ آنها عقلشان، البته عقل كه نداشتند! آن تخیل و توهّمشان آنها را به آن سمت كشاند، سلمان و ابوذر و مقداد و ... و این چند نفر هم عقل و فهم و بصیرتشان آنها را آورد در خانه علی! آن به جای خود، این هم به جای خود.
من با این معرفت، من با این بصیرت و من با این فهم، من با این عقل و خصوصیت و علم، من وقتی كه احساس میكنم در مقابل امام معصوم علیهالسّلام قرار گرفتم، دیگر نمیتوانم مقابل حرف امام برای خودم حرفی قرار بدهم، مقابل رأی امام برای خودم رأیی قرار بدهم. چرا؟ چون بصیرت امام علیهالسّلام، فهم امام علیهالسّلام، معرفت امام علیهالسّلام، معرفت و بصیرت مافوق بشری است نه بصیرت بشری، فهمی كه امام دارد از روی خواندن كتاب و مجله و روزنامه و گوش دادن به رادیو و تلویزیون به دست نیاورده، معرفتی كه امام نسبت به مطالب دارد از روی شنیدهها و حرفهای این و آن و توهّمات و تخیلات و شایعات كه بدست نیاورده است. بصیرتی كه امام علیهالسّلام دارد نسبت به حوادث، نسبت به پدیدهها، نسبت به اشخاص، نسبت به مصالح، نسبت به آینده، نسبت به گذشته، نسبت به آنچه كه مفید و مضر جامعه و فرد است، با مطالعه و ورق زدن روزنامه كه به دست نیاورده است. بصیرت امام مربوط میشود به اتّصال نفس امام به مبدأ علم الهی، چه چیزی دیگر میتواند در مقابل این مقابله كند و دوام بیاورد؟ وقتی كه فهم امام بالاتر از فهم من است، وقتی كه معرفت او در افق دیگری غیر از افق من است مگر من میتوانم با علم خودم كه از كتاب و ورق زدن اینطرف و آنطرف است، مسئله را به دست بیاورم؟ بسیاری از بزرگان ما هیچ اشكالی هم ندارد بودند كه اینها فتوایی كه میدادند به یك هفته نمیكشید كه فتوایشان را عوض میكردند! یعنی چه؟ یعنی یك هفته قبل یقین به یك حكم داشتند و هفته بعد ...، حتّی بنده شنیدم كه بسیاری از اینها صبح یك فتوا داشتند، شب یك فتوای دیگر داشتند! و این یك مسئله طبیعی است.
