جایگاه تسلیم در سیروسلوک
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحيم
وصلَّى اللَه عَلَى سيِّدنا و نَبِيِّنا أبِىالقاسِمِ مُحَمَّدٍ و عَلَى آلِهِ الطيِّبينَ الطّاهِرينَ
واللّعنَة عَلَى أعدائِهِم أجمَعينَ
صحبت ما در جلسات گذشته پیرامون یك مسئله بسیار اساسی در طریق رشد و تربیت سلوكی البته به طور عام
برای همه اشخاص و به طور خاص برای افرادی كه درصدد پیمودن راه خدا و عبور از نفس و هواهای نفسانی و نفسانیات و به پشت سرگذاشتن تعلّقات و باز شدن افقهای جدید معرفت هستند كه طبعاً مصداق این گروه همین سالكان راه خدا و راهیان طریق معرفت و حریم معبود به شمار میروند.
این مسئله، مسئلهای فوقالعاده حیاتی است و همیشه باید این نكته را به حساب آورد كه انسان بدون توجه به این قضیه راه به جایی نمیبرد و به مقصود نمیرسد و دائماً در شك و تردید به سر میبرد و راه خدا هم با شك و تردید پیموده نمیشود؛ شرط اولی و اصلی در حركت به سوی عوالم تجرّد و عوالم غیب اطمینان و یقین به صحت راه است، این مسئله، مسئله خیلی مهمی است، بسیار بسیار مسئله مهمی است و وقتی كه در احوالات بزرگان از اهل معرفت و اولیای الهی مشاهده میكنیم علت اینكه مقابله و مبارزه با مسئله وسواس را به شدّت پیگیری میكردند برای همین قضیه بود.
چون وسواس یك بیماریای است كه برای انسان پیدا میشود و با این بیماری و با این تفكّر و تخیل و توهّمِ پیدایش یك پدیده دیگر انسان نمیتواند آن استقامت نفس و آن یقین و آن اعتماد و آن تمركز را داشته باشد. شخصی كه وسواس دارد هیچوقت در نماز حضور قلب ندارد و همیشه كارهایش را از روی شك و تردید انجام میدهد. كسی كه وسواس دارد در راهی كه میرود و در مسیری كه انتخاب میكند، در آن مسیر با گمان و حدس راه را طی میكند در نتیجه راهی طی نمیكند! و در همان نقطهای كه بوده است، در همان نقطه توقف میكند، بنده، هم در زمان مرحوم آقا وهم بعد از ارتحال ایشان با اینگونه افراد زیاد برخورد داشتهام و وقتی در حالاتشان نگاه میكنم میبینم بین آمدن و به اصطلاح گذران مدّتی درخدمت بزرگان، هیچ تغییری برای آنها پیدا نشده است و در همان موقعیت باقی میماندند و در نتیجه آن فائدهای كه باید برده میشد، آنها نمیبردند.

