اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی

0
عنوان بصری
عنوان بصری

بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق

حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی

7
  • وظیفه ما این است كه بیاییم مطالب را آن‌طور كه دیدیم و شنیدیم بیان كنیم. حالا هركس می‌خواهد قبول كند، هركس نمی‌خواهد نكند. این دیگر وظیفه ما نیست.

  • حافظ وظیفه تو، دعا گفتن است و بس‌***در بند این نباش كه نشنید یا شنید
  • مسئله این است. همین وظیفه هم بر عهده بزرگان بوده است. بر عهده افراد سابق، قریب العهد به زمان ائمّه علیهم‌السلام، آنهایی كه در آن موقع بودند، می‌بایست آنها بیایند، و البته نسبت به این مسئله قیام كرده‌اند، خدا هم خیرشان بدهد، خیلی هم زحمت كشیده‌اند، ولی دیگر این را بنده نمی‌توانم بپذیرم، كه شخصیتی مثل سید رضی، با آن جلالت قدر، بیاید و گزینشی به خطبات بنگرد. الآن خطبی هست در نهج البلاغه كه من وقتی كه مقایسه می‌كردم می‌دیدم عجیب! دو سطر افتاده، سه سطر افتاده، یك پاراگراف افتاده است. خب چرا باید این‌طور باشد؟! چه اشكالی داشت كه فرض كنید كه حالا همه آنچه را كه از امیرالمؤمنین معروف و مشهور هست بیاورد؟! ایشان فقط به مسائل بلاغی و اینها پرداختند. خب بلاغت، این یك مطلبی است كه در مراتب بعدی از اهمّیت قرار دارد. مگر قرار بر این است كه ما مطالب امیرالمؤمنین را به خاطر بلاغتش بپذیریم؟! یعنی اگر امیرالمؤمنین این انشاء را نداشت، این كلمات را نداشت، این تركیب عبارات را نداشت، آیا دیگر ما نمی‌بایست توجّه كنیم؟! مگر امام علیه‌السلام باید هر حرفی می‌زند بلیغ بگوید؟! نه! امام حرف عادی هم دارد. روایتی كه امام بیان می‌كند، مطالبی كه می‌فرماید، در احكام، در اخلاق، در تاریخ، این ارتباطی با بلاغت ندارد. امام منبر كه نمی‌خواهد برود كه بخواهد برای مردم كلمات را موزون كند، تركیب كند، سجع و قافیه و فلان و اینها بخواهد صحبت كند. باید مطلب بگوید ... منتها خب شیوه سخن گفتن فرق می‌كند.

  • در خطبه یك قسم، در غیر خطبه یك قسم، در مجلس درس یك نحوه، در مكالمات خصوصی، به یك نحوه. ائمّه فرق می‌كردند. بزرگان هم همین‌طور بودند. هر شخصی در هر جا یك قسم صحبت می‌كند. و هر شخص در هر جا یك لباس می‌پوشد. لباس منزل مربوط به منزل است. لباس بیرون مربوط به بیرون است. لباس جنگ مربوط به جنگ است. لباس كار مربوط به كار است. بنده وقتی الآن می‌خواهم از كوه بالا بروم، با این قبا و لبّاده كه نمی‌توانم، این‌طور بلند شوم بروم! همان قدم اوّل با سر زمین خورده‌ام. این عبا را باید كنار بگذارم، یا حداقل قبا باید به یك نحوی باشد كه دست و پاگیر نباشد. درست شد؟ حالا با این كه نمی‌شود رفت جنگ كرد. لباس جنگ زره دارد، خُود دارد، چه دارد .... همین‌طور در صحبت كردن هم مسئله به این كیفیت است. در صحبت‌هایی كه ما از ائمّه داریم، فقط مسئله، مسئله بلاغت نبوده، و نمی‌دانم برای ایشان چه انگیزه‌ای بوده كه آمده و خواسته كلماتی كه امیرالمؤمنین در خطابه بیان كرده‌اند، یا در نامه‌هایی كه نوشته‌اند و به صورت بلیغ بوده را فقط جمع‌آوری كنند. الآن نامه‌هایی از امیرالمؤمنین داریم كه در نهج البلاغه  نیست و بسیار بسیار مهم است. بسیار بسیار مهم است. خلاصه علی كلّ حال مسئله به این كیفیت است.