انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
13نمیشنود، و اگر اراده نكند، مغز شما و قلب شما مطالب مرا درك نمیكند. اینها به اراده كیست؟ آن امام زمان.
و حالا ما میگوییم مثلا بخشی ... اصلا میشود گفت كه ما در قبال این امام زمان رقمی هستیم؟! چه رقمی هستیم؟ بهتر است بگوییم صفر دیگر! خیال خودمان را راحت كنیم و باید هم بگوییم و به این نقطه هم میرسیم و گفتن صفر برای ما فخر و افتخار خواهد بود! افتخار این است.
پس بنابراین آن كسی كه تعلق به حكم اللَه دارد، آن امام زمان است. آیا عمل امام زمان و دستور امام زمان را آنوقت ما باید بر كتاب اللَه عرضه كنیم؟ چه كتابی؟ ما چقدر از این كتاب اللَه فهمیدیم؟ آخر عَمقُلی! اول كتاب اللَه را برو بفهم، بعداً بگو فعل اولیاء خدا را باید بر كتاب اللَه عرضه كنیم. تو بسم اللَه را هنوز نمیفهمی معنایش چیست، چی چی را میخواهی بر كتاب اللَه عرضه كنی! دوتا آیه از تو سؤال میكنند ...، آنوقت برو فعل اولیاء خدا را بر كتاب خدا عرضه كن، بر سنت عرضه كن.
امام زمان به من میگوید امشب باید تا صبح بیدار باشی و علم قطعی و علم ظاهری دارم كه اگر من امشب چهار ساعت نخوابم سكته قلبی قطعا انجام خواهد شد و انجام دادنِ عملی كه موجب سكته قلبی است طبق آیه قرآن و طبق سنت حرام است. حرام است یا نه؟ چكار باید كرد؟ حرف امام زمان را باید گوش داد یا حرف اطباء را؟ طبیب هم راست میگوید، او هم طبق وظیفه خودش باید بگوید، طبیب هم كه معصوم نیست، او میگوید طبق اطلاعاتی كه بنده دارم، طبق معلوماتی كه از این آزمایشها و از این معاینات برای من حاصل شده شما باید این كار را انجام بدهی و واجب هم هست انجام بدهی.
آیا اگر امام علیه السلام دستور ندهد و ما به وظیفه و دستوری كه طبیب میدهد عمل نكنیم، عقاب پشتش هست؟ بله. اما اگر امام این حرف را زد چی؟ همه چی میرود كنار، سكته هم كردی، كردی، شاید امام علیه السلام بگوید شما باید این را بخوری ولی تضمین نكند، گارانتی ندهد، بگوید من تضمین نمیكنم، به شما گارانتی نمیدهم كه شما سالم بمانید، اصلا شاید دلش بخواهد شما سكته كنید! مسئله چه میشود؟

