انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
15حضرت امام رضا میفرمایند به دیدن ما نمیخواهی بیایی؟ باید بلند شود برود، منتها گفت اگر به افراد بخواهد بگوید خب نمیگذارند، عیالش و بچه هاش، رفت همسایه رفیقی داشت، آمد آن را صدا كرد و گفت ببین فلانی قضیه این است، میدانم كه اینها نمیگذارند، من میخواهم به عنوان اینكه میخواهی مرا یك خورده بگردانی، مرا بلند كنی با ماشینت، آهسته، بیاوری زیارت امام رضا و برگردی، البته شاید یك چیزهایی هم كه نقل میكردند از او، یك چیزهایی هم احساس كرده بود. این میگوید بسیار خب، این بنده خدا را بلند میكند سوار ماشین و میآورد مشهد و خیلی آهسته و خیلی خوب و خیلی سر كیف و در راه هم خیلی حالش خوب و میگفت با هم آمدیم در مشهد و زیارت كردیم و با ویلچر بردمش و زیارت كرد و خیلی هم به ما خوش گذشت، شب جمعهای بود، میگفت آمدیم در همان مسافرخانه، نصف شب، بلند شد گفت فلانی خداحافظ ما رفتیم! حضرت آمدند فرمودند فلانی ما اینجا صدایت كردیم پیش خودمان نگهت داریم ...! و گفت خداحافظ! برو سلام ما را به همه برسان و رو به قبله دراز شد و گفت اشهد أن لا إله ... رفت صفا كرد!
خب این چی است؟ این دعوت نیست؟ خب حالا آقایان اطباء میگویند تكان بخوری حرام است! واقعا هم حرام است، نه اینكه حرام نیست، حرام است، من این طرف را رد نمیكنم، درست است، ولی صحبت سر این است كه با امام رضا چه باید كرد؟ حرف من این است. آیا باید به دستور ظاهری طبیب عمل كرد، یا به دعوت امام رضا؟ امام رضا میخواهد بیایی در اینجا چون دیگر عمرت تمام است، خب باید این را انجام داد دیگر.
افرادی كه با سید الشهداء بودند مگر غیر از این بود؟ مگر غیر از این بود؟ در شب عاشورا، مگر سید الشهداء صریحا و علناً نفرمودند كه هركه فردا باشد شهید میشود؟ حضرت مخفی نكردند، از این صریحتر؟ حتی جایشان را هم نشان دادند. البته قبل از این كه آن جایگاه و منزل و مقام همه را نشان بدهند، این را صریحا امام علیهالسلام برای افراد، بیان میكنند كه: اگر امشب بمانید، فردا شهید میشوید، ولی اگر كسی نمیخواهد بماند، امشب برود. كسی كه فردا صدای غربت مرا بشنود و در مقام دفاع برنیاید، به روی در آتش جهنم میافتد. این حرف را زدند.

