انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
19این مقدار احساس را هم دیگر نكنند. آقا من خودم بیعت را برداشتم، من خودم آن تعلقی را كه شما نسبت به تكلیف داشتید، آن تعلق را قطع كردم دیگر چه میخواهید؟ بلند شوید بروید دیگر! به برادرش هم گفت برو، ببین تا كجا، به پسرش هم گفت برو، به برادرش هم گفت برو، به نزدیكترین افرادش. كه این مردم فقط مرا میخواهند، نه با تو ای برادر ای أبالفضل كار دارند، نه با سایر افراد و با هیچكس كاری ندارند، مسئله، من هستم. ولی آنها درك كردند، آنها امامشان را شناختهاند. آنها میدانند كجا بروند.
من به یكی از رفقا میگفتم كه اگر من آن شب بودم و توفیق برای همچنین قضیهای انجام میشد، چون توفیقش را هم باید آنها بدهند، من اگر بودم، یك جور دیگر حرف میزدیم، میگفتیم خیلی خب ما میرویم عیبی ندارد! ولی شما یكی مثل خودتان را نشان بدهید، ما میرویم! اینجا دیگر هیچ كاری امام نمیتواند بكند! گفتیم خیلی خب اگر قرار به گفتن است ما هم بلدیم! ما هم بالاخره دوتا كتاب خواندهایم! باشد! عیبی ندارد، ما از اینجا میرویم ولی یكی مثل خودت نشان بده! كسی نیست، امام حسین یكی است، دو ندارد، حسینهای زمان یعنی چه؟ علیهای زمان یعنی چه؟ این حرفها چیه؟ بنده یك سخنرانی میشنیدم در زمان خیلی سابق، یك مرد بزرگی هم بود، اتفاقا در جلد سوم اسرار ملكوت، در این زمینه یك مطالبی را عرض كردهام و عرض میكنم انشاءاللَه تا خدا توفیق بدهد كه تمام بشود، بله، صحبتشان این بود كه شمر آن زمان گذشت، مرد، دفن شد، ما امروز باید شمرهای زمان را بشناسیم.
بله! شمر زمان درست است، ممكن است فرض بكنید كه در یك زمانی هزار تا شمر هم باشد. مگر صدام نبود؟ صدام كمتر از شمر بود؟ صدام و غیر صدام، حالا فقط صدام شمر باشد؟ نه خیلیها هستند، بله، زیاد هستند، غیر صدام هم هستند، شمر هستند، یزید، عبیداللَه، بدتر از آنها هم هستند! از آنها بدتر هم داریم، از عبیداللَه بدتر هم داریم.

