
انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
21شما را نمیتوانیم اطاعت كنیم. نیم ساعت اطاعت میكنیم، یك ساعت اطاعت میكنیم، حضرت هم میفرمایند خوش آمدید! خوش آمدید! ما حرفی نداریم، ولی از كیسهات رفت، از كیسه ات رفت، ما نمیخواستیم در این دنیا تو یك ربات باشی! میخواستیم در این دنیا تو به آن مرتبه انسانیتت برسی.
راجع به مطالبی كه خدمت رفقا عرض كردیم در جلسات گذشته كه نه تنها فعلِ امام و معصوم علیه السلام با كتاب و سنت ممكن است مخالف باشد، بلكه عملا موارد عدیدهای هم به رفقا ارائه دادیم، كه در این موارد عدیده، عمل آنها یك عمل خاص و استثنائی بوده و واجب بوده بر افراد كه اطاعت كنند. در آن قضیه أوامری كه داشتند، قضیه حضرت ابراهیم، قضیه حضرت خضر، قضیه حضرت موسی، قضاوتهای حضرت داود علیه السلام، مطالبی كه در زمان ائمه اتفاق افتاده، امیرالمؤمنین یا امام حسین، امام صادق علیهم السلام و بقیه، مطالبی كه از امام زمان علیه السلام در زمان ظهورشان اتفاق میافتد طبق آثار و طبق اخبار. حضرت میفرمایند این كار را بكن، این كار را نكن، با این ازدواج كن، این را طلاق بده. اینها چیزهایی است كه در خود زمان ظهور حضرت هست، و واجب است، به زن میگویند باید از شوهرت جدا شوی، باید جدا شود. به مرد میگویند باید از زنت جدا بشوی، باید جدا بشود. كدام یك از اینها با كتاب و سنت جور در میآید؟ كدام یك از اینها؟
البته خدمت رفقا عرض كردم این مطالبی را كه فعلا صحبت میشود بعدا به صورت كتاب رفقا انشاءاللَه زحمتش را میكشند، و با یك مقدار تفصیلات فنیتر، یك مقدار مطالب اضافه، فنیتر، این مطالب انشاءاللَه بصورت كتاب این مسائل منتشر میشود و جلوی خیلی از اعتراضات و اشكالاتی كه مطرح شده است را انشاءاللَه خواهد گرفت.
این قضیه نشان میدهد كه حكم الهی به عنوان یك قضیه اصطلاحی موجبه كلیه نیست كه تمام احكام الهی، همه اینها احكام ثابت و پایدار و غیر قابل استثناء و غیر قابل تقیید و تحوّل باشند و افراد باید در تصرفات، در دستورات، در صحبتها، در مطالب خودشان، در افعال و اعمال به آن مطالب كلی به عنوان یك قضیه موجبه كلیه باید رجوع كنند؛ خیر، بلكه، آن مطالب به عنوان قضیه موجبه جزئیه است.
