
انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
27دارد این را مطرح میكند، هم عقلا واجب است، و هم عرفا واجب است و هم قانونا. محكمه اگر یك كاری بكند، این را چكار میكند؟ به عنوان یك مجرم الآن تلقی میكند. وقتی طبیب به تو گفت كه حرام است و نباید انجام بدهی چرا شما رانندگی كردی؟ شرع هم همین را میگوید. و همینطور سائر مطالب، سایر موارد. موارد طبی، غیر طبی و .... در یك همچنین موقعی فرض بكنید كه یك ولی الهی به همین شخصی كه طبیب گفته رانندگی در شب حرام است: آقا این نامه را بردار، سوار ماشین شو، خودت هم رانندگی كن و ببر از این شهر به فلان شهر، سه ساعت هم باید در طول مسیر باشی، صبح نخوابیده، ظهر نخوابیده، عصر نخوابیده، وضع چشم هم ... چكار باید بكند؟ باید بگوید من نمیبرم؟ یا باید ببرد؟ این كلام ولی الهی در اینجاست، گفتیم اگر امام علیه السلام بود این میشود شرع. و كلام امام علیه السلام با این كلام ولی الهی، چه ارتباطی میتواند داشته باشد؟ آیا كلام ولی الهی با كلام امام معصوم تفاوت دارد؟ ولی آن كسی است كه كلام او را اگر امام زمان علیه السلام هم در اینجا باشد، همین را بفرماید كه این شخص به تو دستور داده. این میشود ولی الهی.
پس فرق او با امام چیست؟ چه فرقی با امام دارد؟ فرقش در سعه وجودی است، نه در انكشاف واقع و مصلحت شخصی، یا مصلحت اجتماعی. سعه وجودی امام علیه السلام بیشتر است از سعه وجود ولی، الآن این پارچ بزرگتر است از این لیوان. آبی كه در این است، با آبی كه در آن است یكی است یا دوتاست؟ یكی است، این آبی كه الآن در این لیوان است از كجا آمد؟ من این آب را ریختم، هان ببینید دارم میریزم، این آبی كه الآن در این لیوان هست همین آبی بوده كه در این پارچ بوده. دو آب نیست، این یك آب تصفیه شده است، ولی وقتی كه در اینجا ریخته میشود، آیا تصفیهاش گرفته میشود؟ موادّ افزودنیاش زیاد میشود؟ سنگینیاش زیاد میشود؟ نه، همان است.
