
انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق
انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق
انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
25امروز دلم میخواهم یك ساعت زودتر به استقبال نماز بروم
برو پی كارت! نماز به درد خودت میخورد. باید طبق تكلیف انسان عملش را انجام بدهد، درست؟ دو تكلیف در اینجا هست، دو فتوا در اینجا هست، یكی میگوید با استتار قرص، همین كه قرص خورشید مستتر شد، ولی الهی میگوید كه شما نماز را بخوانید، من میخوانم شما هم پشت سرم بخوانید، افرادی كه در آنجا نشستهاند، به مرحوم قاضی عرض میكنند، خیلی هم بیخود عرض میكنند عرض میكنند كه آقا صبر كنید بیست دقیقه كه ذهاب حمره مشرقیه بشود، ذهاب حمره مشرقیه، آن قرمزی، از بالای سر عبور بكند، یك ربع بیست دقیقه بعد كه گذشت، و مطابق شد با فتوای سید ابوالحسن اصفهانی ... آقای سید ابوالحسن اصفهانی خب مرجع بود، مجتهد بود، وظیفه خودش را دارد، حالا مصیب بودن، و مصیب نبودنش كه عرض كردم همه ما خاطی هستیم و معصوم كه نیستیم. آن طبق وظیفه خودش عمل میكند و به مقلدینش هم میگوید عمل كنند، خب درست است. ایشان به افرادی كه در آنجا هستند میگویند بیست دقیقه باید صبر كنید، اینجا این مسئله پیش میآید: ولی الهی میگوید آن نمازی را كه من برای شما مفید میدانم، الآن است، نماز بیست دقیقه دیگر برای شما مفید نیست؛ فایدهاش كمتر است، آسید ابوالحسن اصفهانی طبق فتوایش میگوید نماز الآن حرام است و باطل است. خیلی خب، مقلدین در اینجا شك كردهاند دیگر، دیگر از شك هم بالاتر، شك در صحت كلام مرحوم قاضی مساوی است با عدم انقیاد و اطاعت از ولی الهی، پس ولی الهی میرود كنار.
یا باید دست از تقلید سید بردارند، و هرچه این ولی الهی گفت بپذیرند، این همانی است كه مرحوم آقا رضوان اللَه علیه میفرمودند. رسیدیم به مطلب در آن بحثشان با مرحوم علامه طباطبائی كه بنده نمیدانم در كجا نقل كردهام، كه بنده خودم بودم و حضور داشتم در آنجا، صحبت در این بود كه مرحوم آقا میفرمودند با وجود شخصی مثل مرحوم قاضی، دیگر شاگردان ایشان نه سایر افرادی كه آقای قاضی را نمیشناختند، این افراد كه معذورند و مكلفند و خودشان میدانند نمیتوانند از سید ابوالحسن اصفهانی تقلید كنند، تقلید از او میشود باطل. اما امثال آقای قاضی كه این مطلب را نمیگفتند، آنها بزرگوار بودند، میگفتند بسیار خب صبر میكنیم، رعایت میكردند، میگفتند صبر میكنیم، تا یك ربع دیگر. طرف هم یقه استاد را گرفته كه نماز را نخوان و هم سر حرف خودش ایستاده، آنوقت آن بزرگوار هم چكار میكند؟ یعنی طرف نه دلش میآید كهاین اقتدای به او را از دست بدهد، و نه اینكه تسلیم او میشود! اگر تسلیم او بشود، خب میایستد نماز میخواند، میگوید من تقلید را از آقا سید ابوالحسن میكنم، ولی نماز را هم پشت سر شما میخوانم. این؟؟؟ و؟؟؟ میشود كه. این كه یك بام و دو هوا میشود.
