عدم امکان توصیف مقام و مرتبه اولیاء الهی
17اضافه میشود؟ این كه چیزی نیست! ببینید چقدر ما چقدر فكرمان كوتاه است: مرده! مرده زنده میكنند! گفت: خیلی خب.
رسیدند خندقِ نجف اینجا را كه رفقا دیدهاند كنار كوفه خندقی هست. رسیدند به یك خندقی در آن آشغال و زباله بود، در ضمن یك حیواناتی هم آنجا مرده بودند، حالا گربهای افتاده بود، سگی بود، یك كبوتری هم افتاده بود، اصلا متلاشی شده بود. اینها رسیدند و این با پایش زد و گفت: خب حالا چه میگویی؟ میخواهی من این كبوتر را برایت زنده كنم؟
این شخص نگاه كرد، دید اصلا این كبوتر متلاشی است؛ یعنی پرهایش جدا شده و ظاهرا از وقت مردنش خیلی گذشته است. آمد با دست بردارد، دید اصلا به دست نمیآید!
یك دعایی خواند و بعد گفت: قم بإذن اللَه! برخیز!
این كبوتر یك مرتبه پرهایش جمع شد متلاشی بود! فرمودند متلاشی شده بود! و بلند شد و شروع كرد به پرواز كردن و رفت، همینطور پرواز كرد و رفت. بعد حالا شخص هرچه نگاه میكند، میبیند كبوتری نیست! حالا چشم بندی بوده؟ این تصرفی كرده؟ نه نیست! كبوتر نیست. یك چند قدم رفتند، دوباره چشمانش را مالید، خواب نباشیم! برگشت، دید نه بابا! كبوتری دیگر نیست! عجب شانسی آن كبوتر آورد! بعد از یك مدت مردن، دوباره حالا چند سال دیگر به او حیات دادهاند!
خب این هم همان كاری را میكند كه امام علیهالسلام میكند. مگر امام این كار را نمیكند؟ حضرت عیسی مگر این كار را نمیكرد؟ بین عصای حضرت موسی كه تبدیل به اژدها میشد با زنده كردن این كبوتر چه فرقی هست؟ این كه هر دو یكی است. بین كاری كه حضرت عیسی میكند وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى بِإِذْنِي «تو موتی را به اذن من زنده میكنی» و بین كاری كه این فرد میكند، چه فرقی است؟ این كه هر دو یكی است! خب این هم از اسم محیی. إماتهاش هم همینطور است، اسم ممیت، آن میمیراند، و آقای قاضی هم میراند! مگر او آن مار را نمیراند؟ تازه افراد پایینتر از ایشان میتوانند، عرض كردم از این مسائل در آنها هم هست.

