إشراف عینی اولیاء الهی بر مصالح و مفاسد
1أعوذباللَه من الشّيطان الرّجيم
بسم اللَه الرّحمن الرّحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبىالقاسم محمّد
وعلى آله الطّيبين الطّاهرين، و اللّعنة على أعدائِهم أجمعين
در مجلس گذشته، صحبت به اینجا رسید كه هیچ تفاوتی بین امر و دستور ولی خدا و عارف باللَه، و بین امام معصوم علیه السلام در محدوده مصالح و مفاسد انسان نیست؛ و سر سوزنی این دو با هم اختلاف ندارند. البته این عدم اختلاف، از یك سری مطالبی كه در نفس هر دو تحقّق عینی و تحقّق شهودی پیدا كرده است، ناشی میشود.
مقصود از عارف كامل، نه این اصطلاحات و این مصادیقی است كه امروزه به هر چغندر فروشی عارف و ولی خدا میگویند؛ نخیر! منظور از عارف كامل آن شخصی است كه صفات و اسامی ذات اقدس حقّ در وجود او، وجود عینی پیدا كرده است، و ذات او و نفس او از مرتبه بشریت، كه مرتبه خواست و اراده و مشیت خود اوست، خارج شده و ذات او مندكّ در ذات پروردگار در عالم اثبات و در عالم إبراز شده است؛ چون در عالم ثبوت كه همه اشیاء فناء ذاتی در ذات پروردگار را دارند، كه این مطلب را بنده در مباحثات عرض كردهام، و همینطور خیال میكنم كه در جلسات عنوان هم به این موضوع اشاره كرده باشیم، كه عرض شد: «مقام عارف نسبت به غیر عارف، مقام علم و جهل است. همه اشیاء در ذات خود، فناء ذاتی در آن حقیقت هوهویه و حقیقت احدیت و حقیقت وجود بالصرافه حق دارند، گرچه خودشان نسبت به این مطلب التفات نداشته باشند؛ ولی در واقع این مسئله وجود دارد، زیرا در وجود اقدس حق، دو راه نمیطلبد، و اقتضاء دوئیت نمیكند و همان وجود است كه تنازل پیدا میكند و به قالبهای مختلف و ظهورات مختلف و تعینات مختلف درمیآید.
عارف مقامش مقام اثبات است، یعنی علم به مرتبه فناء ذاتی البته به واسطه مجاهدات و مبارزات نفسانی و به واسطه ریاضات شرعیه برای او حاصل میشود و جاهل نسبت به این موضوع جهل دارد، اطّلاع ندارد.»

