إشراف عینی اولیاء الهی بر مصالح و مفاسد
9رسولاللَه هر دو كه آمدند و یك سؤال كردند، چرا دو جواب فرمودید؟ خب ما كه خبر نداریم كه الآن این سائل چه موقعیتی دارد، چه خصوصیتی دارد، در چه شرایطی قرار دارد، در چه موقعیتی قرار دارد؛ ما فقط یك سائلی میبینیم و سؤالی كه از یك مطلب كرده است.
خیلی عجیب است! از امام علیه السلام سؤال میكنند كه آقا ما با شما مخالف بودیم حالا ناصبی است حج انجام دادیم.
حضرت میفرمایند: عیبی ندارد، حجّت درست است، حالا اگر بعدا رفتی انجام دادی بهتر است.
یك شخص میآید همین سؤال را از امام میكند، حضرت میفرمایند: حجّت باطل است! برو دوباره انجام بده.
چی شد؟ اگر ملاك ناصبی بودن است، خب این هم ناصبی است. هر دو ناصبی، ناصبی یعنی كسانی كه مخالف هستند و با امام علیه السلام در نُصْب قرار دارند و در تقابل قرار دارند. چرا در آنجا امام علیه السلام میفرمایند: حجّت درست است، اما اگر بروی بعدا هم توفیق پیدا كردی انجام بده؟ چرا؟ امام علیه السلام دارد نگاه میكند به خصوصیت نفس این در وقتی كه داشته این حج را انجام میداده، نفس این چه نوع تقابلی با امام داشته؟ تقابلش خیلی بوده یا كم بوده؟ این را دیگر ما تشخیص نمیدهیم. این را دیگر ما نمیتوانیم بگوییم این در مقام تقابل با امام، در مقام مخالفت با امام، در مقام ضدّیت با امام، در چه رتبهای قرار داشته؟ شدید بوده؟ كم بوده؟ اوضاع و احوالش چطور بوده؟ فكرش چطور بوده؟ نظرش چطور بوده؟ ما اینها را نمیفهمیم فقط میفهمیم هر دو رفتند، احرام بستند: لبیك اللَهم لبیك. شروع كردند عمره انجام دادن و بعد هم حج انجام دادن و بعد هم به شهرشان برگشتند.
خیلی خب، هر دو هم نظرشان مخالف است.
در جنگ نهروان وقتی دوازده هزار نفر از خوارج نهروان در مقابل امیرالمؤمنین ایستادند، حضرت ابتدای به جنگ نكردند. گفتند: برویم اینها را نصیحت كنیم، اینها نفهمند! حرف در كلهشان تا به حال عوضی رفته، خب برویم حرف بزنیم، مطلب را واضح كنیم. بپرسیم: آقا برای چه آمدی؟ چرا آمدهاید خودتان را جدا كردهاید؟ چرا فساد میكنید؟ چرا جلوی كاروانها را گرفتید؟ چرا زن حامله را برداشتید سر بریدید و بچه درون شكمش را در آوردید، این كارها چیست میكنید؟ كدام پیغمبری یك همچنین دستوری به شما داده؟ كدام امامی آمده و اینچنین به شما گفته؟ آخر امام شما این وسط كیست كه این كارها را انجام میدهید؟

