إشراف عینی اولیاء الهی بر مصالح و مفاسد
15علم اجمالی شرعا و عقلا منجّز است. وقتی یك شخصی نسبت به یك موضوعی علم اجمالی دارد، باید آن علم اجمالی را تنفیذ كند و نسبت به آن ترتیب اثر بدهد. حالا مضافاً بر اینكه بعدا خودش به علم تفصیلی خواهد رسید. شما نسبت به امام علیه السلام هم علم اجمالی دارید؛ مگر شما به آنچه كه امام علیه السلام میگوید اشراف دارید؟ چه كسی اشراف دارد؟ بیاید بگوید! كی اشراف دارد؟ مگر نسبت به آنچه كه امام حسن علیه السلام امر و نهی میكند ما اشراف داریم؟ نخیر، اشراف نداریم. اشراف وقتی داریم كه علم تفصیلی پیدا كنیم، ما همان دیدگاه امام علیه السلام نسبت به این مسئله را به همان كیفیت داشته باشیم. این میشود علم تفصیلی، این دیگر از مرحله اجمال بیرون میآید.
شما كه میروید اطاعت از امیرالمؤمنین میكنید، شما كه اطاعت از امام زمان میكنید و این اطاعت را واجب میدانید و مخالفت را عقلا و شرعا حرام و موبق میشمارید، مگر شما اشراف بر علم امام زمان دارید؟ سر سوزن به اقیانوس هم ندارید، سر سوزن به اقیانوس! علم اجمالی ما به اینكه امام علیه السلام حقّ است و كلام امام علیه السلام كلام اللَه است و امر امام علیه السلام امر اللَه است، این اقتضا میكند كه ما اطاعت از امام زمان را واجب بدانیم، بله؟ غیر از این است؟ همین؛ و الّا اگر شما نسبت به امام زمان علم تفصیلی داشته باشید، دیگر اطاعت از امام زمان نیست، اطاعت از آراء خودتان است، خودتان اطلاع دارید، خودتان میدانید این قضیه چیست، دیگر نیاز به رفتن نزد امام زمان نیست.
به طور كلّی اصلا اطاعت برمیگردد به مقام إجمال و به علم اجمالی، هر اطاعتی اصلا برگشتش به مسئله علم اجمالی است، نه به مسئله علم تفصیلی. ما نسبت به آنچه كه در درون و در نفس پیغمبر میگذرد علم تفصیلی نداریم، ما نسبت به آنچه كه در درون امیرالمؤمنین میگذرد علم تفصیلی نداریم، ما نسبت به آنچه كه الآن در درون ائمه میگذرد علم تفصیلی نداریم، در عین حال اطاعت از امام صادق را بر خود فرض و واجب میدانیم و همینطور هم هست، باید اطاعت كرد؛ چرا؟ علم اجمالی منجّز است.

