
إشراف عینی اولیاء الهی بر مصالح و مفاسد
إشراف عینی اولیاء الهی بر مصالح و مفاسد
25این حرفها؛ دیدن رفیق كه این حرفها را ندارد! اوضاع چیست؟ اوضاعش خیلی خوب است! مسئلهای نیست، طوری نیست.
نه، اصلا باید حرف زد! یعنی باید صحبت كرد! هیچ ما یاد نگرفتهایم كه اصل را سالك باید بر سكوت قرار بدهد. از این حرف زدن تا حالا چه چیزی گیرمان آمده؟ دیدهاید؟ مخصوصا سر سفره! سر سفره تا یك غذا میخوریم: نمیدانم سبزیاش اینطوری است، خوب پاك نشده!
خب گفتن ندارد! یا نانش اینطوری است، نمیدانم فلان. دیگ را من آنجا گذاشتم، یا هزار حرف دیگر! بابا! داریم غذا میخوریم، بگذار بدانیم چه میخوریم!
یك دفعه سر یك سفره بودیم و چند نفری بودند و حرف میزدند، من یك ضبطی را كه آنجا بود، روشن كردم، گذاشتم و كسی نفهمید. غذا تمام شد، نیم ساعت. گفتم: ببینید این ضبط را اینجا روی كاغذ پیاده كنید به یكی دادم ببینید سر این نیم ساعت چه چیزهایی به هم گفتید! بابا بنشینید غذایتان را بخورید!
اولًا صحبت كردن موقع غذا كراهت دارد و هم اینكه برای خود انسان، برای معده ضرر دارد؛ غذایی كه بدون صحبت انسان بخورد، خیلی راحتتر هضم میشود تا اینكه صحبت كند، چون انسان همراه با غذا هوا میبلعد و این برای معده خوب نیست.
رسول خدا، ائمه، بزرگان، اولیاء، در سر سفره صحبت نمیكردند. ما بودیم در سر سفره اینها. در سفرههای مرحوم حدّاد، در سفرههای مرحوم والد؛ آنچه را كه از اخبار شنیدیم، آنچه را كه در كتب دیدیم، این بود كه صحبت نمیكردند. همین غذا را میخوردند و حرفی هم نمیزدند. لازم نیست حتما اخم كنید و بنشینید! نه بابا! راحت بنشینید، غذا خورده بشود. تمرین كنیم در ارتباطات خودمان؛ وقتی كه صحبت میشود، یك اثر عجیبی دارد، البته خب حالا این مطلب را انشاءاللَه بعدا در جلسات عنوان به طور تفصیل عرض میكنیم كه كسی كه صحبت میكند، از نفسش یك خمیرمایهای خارج میشود و نفسش را تهی میكند، كم میكند و خالی میكند. افرادی كه صحبت نمیكنند، پُرند. افرادی كه ساكتند، اینها یك استقرار دارند، یك اطمینان دارند.
